تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
ديگرى باقى نماند . ( 1 ) عباس عرضكرد يا رسول اللَّه ص هر گاه ميدانيد غلبه با ماست و ما پس از شما بمقام حق پيروز مىآئيم و مستقر مىشويم اطلاع فرمائيد رسول خدا ص فرمود پس از من درمانده و بيچاره خواهيد شد و سخن ديگرى نفرمود . اين عده هم با كمال نااميدى از حضور رسول خدا ص مرخص گرديدند رسول خدا فرمود برادر و عمويم را برگردانيد چون حضور يافتند و مجلس منحصر به آنها گرديد پيغمبر اكرم ص به طرف عمويش عباس توجه كرده فرمود اى عمو وصيت مرا مىپذيرى و وعدهء مرا قبول مىكنى و قرض مرا ادا مىنمائى عباس عرضكرد يا رسول اللَّه عموى تو پيرمرد و عيال‌وار است و سخاء و كرم تو مانند باد وزش داشته و عموى ناتوانت نميتواند بوعدهء تو قيام كند . آنگاه بعلى ع توجه كرده فرمود اى برادر آيا وصيت مرا مىپذيرى و بوعدهء من وفا مىكنى و قرض مرا ادا مىسازى و امور بازماندگانم را اداره مىنمائى عرضكرد آرى فرمان ترا از دل و جان مى - پذيرم و آن را اجرا مىكنم . پيغمبر فرمود نزديك بيا چون پيش رفت على ع را به سينه چسبانيد و انگشترى خود را از انگشت مباركش بيرون آورده فرمود اين انگشترى را در انگشت كن سپس شمشير و زره و تمام سلاحهاى جنگى خود و پارچهء را كه در هنگام پيكار به شكم مىبسته و لباس جنگ مىپوشيده و بكارزار ميرفته حاضر كرده همه را بعلى ع تسليم نمود فرمود بنام خدا به منزل خود برو . ( 2 ) على ع در تمام اين مدت از پيغمبر ص كناره نمىگرفت و پيوسته منتظر اجراى دستورات آن جناب
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 171 | الشيخ المفيد / ساعدى خراسانى