تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
شوند و در حيات وى آشوب نمايند فرمود دست از آشوبگرى خود برداريد و فتنه به پا نكنيد شما مانند زن‌هاى فتنه‌گر زمان يوسفيد كه هر يك پنهانى به يوسف پيغام فرستادند . ( 1 ) رسول خدا ص نظر باينكه مبادا يكى از آن دو به اقامه جماعت بپردازند با آنكه دستور داده بود همراه جيش اسامه بخارج شهر بروند و خيال نميكرد تخلف كرده باشند با همان حال ناتوانى كه داشت خود را براى رفتن به مسجد مهيا كرد و از آن طرف وقتى متوجه شد عايشه و حفصه در صدد امامت پدر خودند دانست كه ابو بكر و عمر از رفتن همراه اسامه تخلف نموده‌اند اين معنى بيشتر رسول خدا را به مسجد متوجه ساخت تا مگر بدين وسيله بتواند آتش فتنه را خاموش بسازد و رفع شبهه نمايد . بالاخره رسول خدا با ضعف بىاندازه كه داشت و نميتوانست روى زمين آرام بگيرد على ع و فضل بن عباس زير بغل آن جناب را گرفتند و آن حضرت پاهاى مبارك را بر روى زمين ميكشيد و با اين حال به مسجد وارد گرديده ديد ابو بكر داخل محراب شده و نزديكست با گفتن تكبيرة الاحرام كه ركن مقدم اسلام است اركان حقيقى آن را از يك ديگر بپاشد و نابود سازد رسول خدا ص با دست اشاره كرد عقب بايست او ناچار عقب ايستاد ليكن در نظر داشت روزى براى آنكه بفهماند حق با من بود نه با پيغمبر در ميان محراب بايستد و با گفتن اللَّه اكبر رك و پيوند رهبر بزرگ اسلام نى بلكه قائمه عرش الهى را بلرزه درآورد . رسول خدا خود در محراب ايستاده و نماز را آغاز كرده و اعمال نمازى ابو بكر را به هيچ گرفته نماز را از سر شروع كرد چون نماز را سلام داد به خانه رفته ابو بكر و عمر و عده‌اى كه در مسجد حضور داشتند طلبيده فرمود مگر دستور ندادم شما همراه جيش اسامه بخارج شهر كوچ كنيد عرضكردند آرى فرمود بنا بر اين براى چه مخالفت كرديد ؟ ! ابو بكر گفت من حسب الامر همراه جيش اسامه بخارج مدينه رفتم ليكن براى آنكه عهدى تازه