كه من در پى مردم نرفتم تا هنگامى كه مردم در پى من آمدند و با آنان بيعت نكردم تا زمانى كه ايشان با من بيعت نمودند . شما دو نفر از كسانى بوديد كه پى من آمديد و بيعت كرديد . عموم مردم با من به خاطر سلطنت و قدرت يا متاع دنيا بيعت ننمودند . پس اگر شما به دلخواه با من بيعت كرديد ، تا زود است برگرديد و نزد خداوند توبه كنيد . اگر نيز با ناخشنودى بيعت كردهايد ، با اظهار طاعت و پنهان داشتن گناه پيمانشكنى ، راه بازخواست از خودتان را به روى من گشودهايد . به جان خودم سوگند ! شما از ديگر مهاجران [ كه مجبور به بيعت نبودند ] به تقيه و پوشاندن عقيده سزاوارتر نبوديد و زير بار بيعت من نرفتن ، پيش از آن كه در آن وارد شويد ، از بيعتشكنى پس از اقرار به آن براى شما آسانتر بود . ادعا كرديد كه عثمان را من كشتم . بياييد ميان من و شما ، آن عده از مردم مدينه كه نه حامى من هستند و نه حامى شما ، داورى كنند و سپس هر كس به اندازه گناهش مسئول شناخته شود . اى دو مرد سالخورده ! از رأى خود بازگرديد ؛ كه اكنون بزرگترين چيزى كه گريبانتان را بگيرد ، ننگ است . چنين كنيد پيش از آن كه هم ننگ و هم آتش دوزخ دامنتان را بگيرد . والسّلام . » ( نهجالبلاغه ، 3 / 111 )
11 . اربلى گويد : علي ( عليه السلام ) به عايشه نوشت : « اما بعد ؛ تو از خانه خود بيرون آمدي ، در حالى كه فرمان خدا و رسولش را زير پا نهادى و چيزى را ميخواهى كه از تو برداشته شده است . سپس ادعا دارى كه ميخواهى ميان مردم اصلاحگرى نمايي . اكنون به من بگو : زنان را با حركت دادن سپاه چه كار ؟ تو ادعا كردهاى كه خونخواه عثمان هستي . عثمان مردى است از بنياميه ؛ و تو زنى هستى از بنيتيم بن مره ! به هستيام سوگند ! آن كه تو را به اين بلا افكنده و بر معصيت واداشته ، گناهش از گناه قتل عثمان بزرگتر است . من به خشم درنيامدم تا آنگاه كه تو آمدي ؛ و برانگيخته نشدم تا آن زمان كه تو شدي . پس اى عايشه ! از خدا بترس و به خانهات بازگرد و پشت پردهات قرار گير ! والسلام . »
طلحه و زبير به او پاسخ دادند : « تو در راهى پا نهادهاى كه سرانجام خود را دارد . تو از اين راه بازنميگردي ، در حالى كه تو را به آن نياز است . پس كار خود را در پيش گير . تو فقط
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٩٤