ابوبكر ، به على بن ابيطالب . » كاتب گفت : « اين چيزى است كه بر قلم جارى نميشود ! » عايشه گفت : « چرا ؟ » پاسخ داد : « زيرا على بن ابيطالب نخستين كسى است كه اسلام آورد و در نوشتن نيز بايد نام او در آغاز آيد . » عايشه گفت : « بنويس : به على بن ابيطالب ، از عايشه دختر ابوبكر . اما بعد ؛ من ميدانم كه تو خويشاوند نزديك رسول خدايى و در اسلام پيشگام بودهاى و هرگز از پيامبر خدا جدا نگشتهاي . تنها نيت من از اين حركت ، اصلاحگرى ميان فرزندانم بوده است . اگر از اين دو مرد دست بكشي ، من قصد نبرد با تو را ندارم . » او سخن بسيار گفت ؛ اما حتى كلمهاى پاسخش ندادم و پاسخ وى را به نبرد با او وانهادم .
هنگامى كه خدا نعمت پيروزى را برايم رقم زد ، به سوى كوفه رهسپار شدم و عبدالله بن عباس را بر بصره گماشتم . پس به كوفه درآمدم ، در حالى كه كار همه سرزمينها برايم بسامان گشته بود ، جز شام . خواستم حجت را تمام و بهانه را قطع نمايم و به اين سخن خداوند عمل كردم : وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللهَ لا يحِبُّ الْخَائِنِينَ : و اگر از گروهى بيم خيانت دارى [ پيمانشان را ] به سويشان بينداز [ تا طرفين ] به طور يكسان [ بدانند كه پيمان گسسته است ] ؛ زيرا خدا خائنان را دوست نمىدارد . ( انفال : 58 ) پس جرير بن عبدالله را نزد معاويه فرستادم تا حجت را بر وى تمام كنم و بهانهاش را از ميان ببرم . اما نامهام را بازگرداند و حقم را انكار كرد و بيعتم را رد نمود و به من پيام داد كه قاتلان عثمان را به سويش بفرستم . به او پيام دادم : « تو را با قاتلان عثمان چه كار ؟ فرزندان وى براى اين كار سزاوارترند . پس تو و آنان در اطاعت من درآييد . سپس با آنان به دادخواهى بپرداز تا ميان شما و ايشان بر مبناى كتاب خدا قضاوت نمايم . و گرنه ، اين فريبى است تا كودك را از شير بازدارند . » هنگامى كه از اين نقشه نوميد شد ، به من پيام داد : « تا زمانى كه زنده هستي ، حكومت شام را به من بسپار و هرگاه بميري ، بر من وظيفه اطاعت از كسى نباشد . » خواست وى اين بود كه اطاعت از مرا از گردن خويش بردارد . اما من اين خواسته او را نپذيرفتم . پس به من پيام داد كه حجازيان بر شاميان حكومت داشتند و اكنون كه عثمان را كشتهاند ، شاميان بر حجازيان حق حكومت دارند . » من به وى پيام دادم :
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 682
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦٨٢