تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١

وارد شدن اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به كوفه

1 . ابن‌ابي‌حاتم گويد : علي ( عليه السلام ) يك ماه در بصره ماند و سپس به مالك بن حارث اشتر فرمان داد كه پيشاهنگ كاروان وى به سوى كوفه گردد . روز دوشنبه دوازدهم رجب سال سي‌وهشت هجرى به كوفه رسيد . بزرگان كوفه همراه قرظة بن كعب انصارى در روزى سرد به استقبال وى آمدند ، در حالى كه وى عرق مي‌ريخت و جامه‌اى اندك به تن داشت ! و اين به پاس دعاى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) در حق وى بود كه از سرما و گرما در امان باشد . ( الدر النظيم ، 358 ) 2 . ابن‌قتيبه گويد : على از بصره حركت نمود و عبدالله بن‌عباس را بر آن گماشت . هنگامى كه به مربد رسيد ، به بصره روى گرداند و گفت : « سپاس خدا را كه مرا از سرزمينى خارج نمود كه بدترين خاك را دارد و بيش از همه جا در معرض ويرانى است و از همه جا به آب نزديك‌تر و از آسمان دور تر است . » سپس حركت نمود و هنگامى كه به كوفه نزديك شد ، گفت : « تو را درود اى كوفه ! هوايت چه پاك و خاكت چه حاصلخيز است ! كسى كه از تو بيرون رود ، بار گناه بر دوش دارد و كسى كه به تو درون گردد ، به رحمت دست يابد . روز و شب‌هاى زيادى نخواهد گذشت تا آن‌گاه كه مؤمنان به سويت آيند و بدكاران از سكونت در تو ناخشنود گردند . تو چندان آباد [ و گسترده ] خواهى شد كه وقتى يكى از مردانت قصد مي‌كند به سوى مصلاى جمعه آيد ، بايد راهى دراز را بپيمايد . » نخستين جمعه‌اى كه در كوفه به نماز ايستاد ، در خطبه‌اش چنين گفت : « خدا را سپاس گفته ، از او يارى و هدايت مي‌جويم و به او ايمان آورده ، بر او توكل مي‌كنم . از گمراهى و هلاك به خداوند پناه مي‌برم ؛ كه هر كس خدايش هدايت كند ، هيچ كس گمراهش نسازد و هر كه خدايش گمراه نمايد ، هيچ كس هدايتش نكند . گواهى مي‌دهم كه معبودى جز الله يكتا نيست كه شريكى ندارد و محمد بنده و رسول اوست كه وى را براى رسالتش برگزيده و براى ابلاغ امرش ويژه ساخته و گرامي‌ترين آفريدگان و دوست‌داشتني‌ترينشان
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 671 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )