اين على است ، چراغ شبهاى تار و بهترين مردم بطحاء ،
و بهترين كسى كه باد در پى اوست و قدحها با وى همنشينند .
ما با زبان گشاده از فضل او سخن گوييم و با بانگ بلند و آشكار ، آن را فرياد زنيم .
( الدر النظيم ، 352 )
احمد بن منير طرابلسى سروده است :
ديدگانم را رنج بيخوابى دادم و جسمم را با فكر و انديشه ذوب كردم .
پس از دوريات ، صفاى دوستيام را با كدورت فراق آميختم .
پيكرم را زار و نزار كردم و چشمانم را با شببيدارى افسردم .
از شور و شوق ديدار روى زيبايت كه بر آن صبورى نتوان كرد ، جفاها كشيدم .
در بخشى از اين قصيده بلند ، [ به قصد طعن و مطايبه ، از روى هزل ] گويد :
گويم كه سرپيچى از فرمان امالمؤمنين ، يكى از گناهان بزرگ است .
بر شتر سوار شد و همراه گروههايى از فرزندانش روان گشت .
آمد تا با افتخار ، ميان امت مسلمان اصلاح برقرار سازد .
آنگاه ، ابوالحسن آمد و شمشير از ميان كشيد و هجوم آورد .
و برادرانش را طعم هلاك چشاند و شتر مادرشان را پى كرد .
چه ميشد اگر اغماض مينمود و هنگامى كه بر ايشان قدرت يافت ، از آنان چشم ميپوشيد ؟
گويم كه گناه كسانى كه بر على شوريدند ، آمرزيده است .
و گويم كه يزيد هرگز شراب نخورد و فسق و فجور نكرد .
و به سپاهش فرمان داد كه از ستم به فرزندان فاطمه دست بردارند .
و او را با بيت الحرام دستى است كه بر هر چه گذشته ، غبار فراموشى ميريزد !
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 661
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦٦١