تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
اين على است ، چراغ شب‌هاى تار و بهترين مردم بطحاء ، و بهترين كسى كه باد در پى اوست و قدح‌ها با وى همنشينند . ما با زبان گشاده از فضل او سخن گوييم و با بانگ بلند و آشكار ، آن را فرياد زنيم . ( الدر النظيم ، 352 ) احمد بن منير طرابلسى سروده است : ديدگانم را رنج بيخوابى دادم و جسمم را با فكر و انديشه ذوب كردم . پس از دوري‌ات ، صفاى دوستي‌ام را با كدورت فراق آميختم . پيكرم را زار و نزار كردم و چشمانم را با شب‌بيدارى افسردم . از شور و شوق ديدار روى زيبايت كه بر آن صبورى نتوان كرد ، جفاها كشيدم . در بخشى از اين قصيده بلند ، [ به قصد طعن و مطايبه ، از روى هزل ] گويد : گويم كه سرپيچى از فرمان ام‌المؤمنين ، يكى از گناهان بزرگ است . بر شتر سوار شد و همراه گروه‌هايى از فرزندانش روان گشت . آمد تا با افتخار ، ميان امت مسلمان اصلاح برقرار سازد . آن‌گاه ، ابوالحسن آمد و شمشير از ميان كشيد و هجوم آورد . و برادرانش را طعم هلاك چشاند و شتر مادرشان را پى كرد . چه مي‌شد اگر اغماض مي‌نمود و هنگامى كه بر ايشان قدرت يافت ، از آنان چشم مي‌پوشيد ؟ گويم كه گناه كسانى كه بر على شوريدند ، آمرزيده است . و گويم كه يزيد هرگز شراب نخورد و فسق و فجور نكرد . و به سپاهش فرمان داد كه از ستم به فرزندان فاطمه دست بردارند . و او را با بيت الحرام دستى است كه بر هر چه گذشته ، غبار فراموشى مي‌ريزد !
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 661 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )