تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
عمر هراسان شد ؛ اما علي ( عليه السلام ) برخاست و او را دلگرمى داد و عمر نيز دست او را در مديريت فتوحات تا اندازه‌اى باز نهاد . علي ( عليه السلام ) فرماندهان را اعزام و هدايت نمود و پيروزي‌هايى را رقم زد . اما قريش همه فتوحات را به عمر و عثمان و نزديكان خودشان نسبت مي‌دهند ! 2 . كسى به علي ( عليه السلام ) گفت : « اى اميرالمؤمنين ! به نظر تو ، اگر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرزندى پسر بر جاى مي‌نهاد كه به سن بلوغ و رشد مي‌رسيد ، آيا عرب كار خود را به وى مي‌سپردند ؟ » فرمود : « نه ؛ بلكه او را مي‌كشتند ، اگر كارى را نمي‌كرد كه من كردم [ و به خاطر اسلام ، از حقم كوتاه آمدم ] ! اگر قريشيان نام پيامبر را دستاويزى براى رياست و نردبانى براى عزت و حكومت خودشان نمي‌خواستند ، پس از وفاتش هرگز حتى يك روز خدا را نمي‌پرستيدند و به كفر خود بازمي‌گشتند و به همان وضع پيشين عقب مي‌نشستند ! آن‌گاه ، خداوند در فتوحات را بر روى ايشان گشود و پس از فقر و تنگدستى به نان و نوايى رسيدند و بعد از سختى و تنگنا به رفاه دست يافتند . بدين سان ، درشتي‌ها و زمختي‌هاى اسلام در نظرشان زيبا جلوه كرد و در قلب بسيارى از آن‌ها دين كه لرزان بود ، استوار گشت و گفتند : “ اگر او بر حق نبود ، اين دستاوردها نصيب ما نمي‌شد ! ” سپس همه اين فتوحات را به نظر و رأى حاكمان خودشان و حسن تدبير فرماندهان اين جنگ‌ها نسبت دادند . بدين ترتيب ، مردم اطمينان يافتند كه يك گروه و الا هستند و يك گروه فرومايه . و ما از كسانى شديم كه فرومايه بوديم و شعله ما فرونشست و صدا و آوازه ما خاموش گشت . چنين گذشت تا آن كه روزگارى سپرى شد و سال‌ها پشت هم درآمد و بسيارى از كسانى كه حقيقت را مي‌دانستند ، درگذشتند و كسانى كه از حقيقت بي‌خبر بودند ، زاده شدند . اگر پيامبر فرزندى پسر داشت ، چه مي‌شد ؟ ! رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) مرا به دليل نسبت خويشاوندى كه با او دارم و مي‌دانيد ، به خود نزديك نكرد ؛ بلكه به سبب جهاد و دلسوزي‌ام براى دين بود . گمان مي‌كنيد اگر پسرى داشت ، همان كارى را مي‌كرد كه من كردم ؟ به همين دليل ، منزلتى را كه من نزد پيامبر يافتم ، آن پسر نمي‌يافت و قريش و مردم عرب نيز جايگاه و منزلتى نمي‌يافتند ؛ بلكه در حرمان و فرودستى مي‌ماندند . خداوندا ! تو مي‌دانى كه من در پى حكومت و شكوه فرمانروايى و رياست نبوده‌ام ؛ بلكه فقط خواستم تا حدود تو را برپا