ما بنيضبه از اصحاب جمل هستيم كه هر گاه مرگ فرود آيد ، ما نيز با آن فرود آييم .
با ضربههاى نيزه خود ، انتقام خون عثمان بن عفان را ميگيريم . شيخ بزرگ ما را به ما بازگردانيد !
نزد ما ، مرگ شيرينتر از عسل است . وقتى اجل فرارسد ، در مرگ ننگى نيست .
علي ، از بدترين جايگزينان است و اگر او را با شيخ ما [ عثمان ] مقايسه نماييد ، قابل قياس نيست .
فرودستِ پست دشت كجا و اوج قله سرافراز ، كجا ؟
مردى از ياران اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) از سپاه كوفه ، در پاسخ وى چنين خواند :
ما بوديم كه آن نعثل را در شمار مقتولان ، كشتيم ، خواه مقتولان بسيار و خواه اندك .
كجا او تواند بازگردد ، حال آن كه نابود گشت و ما از ميان پيكرش به وى ضربت زديم تا فروافتاد ؟
حكومتش همانند طاغوتيان پيشين بود كه غنايم را براى خود برداشت و در عمل جفا ورزيد .
سپس خداوند بهترين جايگزين را به جاى وى برنهاد . و من مردى هستم كه پيش ميتازم و پس نمينشينم ؛
و براى جنگ شمشير ميكشم و به دلاورى شهرهام .
از رجزهاى مشهور نبرد جمل ، اين است كه بصريان ميخواندند :
اى مادرمان ، عايشه ! مراعات ما را نكن ؛ كه ما همه فرزندان دلاور و شجاع تو هستيم .
در ركاب تو ، كعب بن سور كه روبند از چهره گشاده ، انتقام خون عثمان را ميستاند .
پس به يارى آن سرور رضايت ده ؛ سرورى كه همه [ ازديان ] از او اطاعت ميكنند و ازديان ، همگي ، سرشتى كريمانه دارند .
گفتهاند : جوانى زيبارو و بزرگمنش از بصريان كه بالاپوشى در بر داشت ، به ميدان آمد و مردم را به جنگ برانگيخت و چنين خواند :
اى جماعت ازد ! بر شما باد پاسدارى از مادرتان كه نماز و روزه شما ، هموست .
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 656
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦٥٦