آغاز ميشود : هلا وقفت على المكان المشعب . اكنون با وجود تنگناى وقت و پراكندگى فكر و فراوانى موانع ، اين درخواست وى را اجابت مينمايم و از خداوند در اين كار ، يارى و توفيق ميجويم . »
مؤلف الذريعه گويد : بر اين قصيده شرحهايى نگاشتهاند ، مانند شرح تاج العلى العلوى و نيز شرح سيد شريف مرتضى علمالهدى كه در مصر به چاپ رسيده است . ( الذريعه ، 10 / 46 )
همو گويد : علامه حافظ نسبشناس واعظ شاعر ، اشرف بن اغر بن هاشم ، معروف به تاج العلى العلوى حسيني ، زاده شده در رطبه به سال 482 و درگذشته به سال 610 ، بر قصيده بائيه سيد حميرى شرحى نگاشته كه صفدى در كتاب نكت الهميان ، به نقل از يحيى بن ابيطى شاگرد تاج العلى در كتاب تاريخش ، آن را آورده است . ( الذريعه ، 14 / 9 )
مؤلف منتهى المقال گويد : به ابوعبيده گفتند : « شاعرترين فرد كيست ؟ » گفت : « كسى كه مردى را به طوفان عاد تشبيه كرده است . » مقصودش اين بيت از سيد حميرى است :
اگر روزى بر سر جماعتى درآيد ، آنان را در هم شكند ، همچنان كه طوفان ، قوم عاد را در هم كوبيد .
بشار گويد : « اگر اين مرد به دليل مشغول شدن به ستايش بنيهاشم ، از ما غافل نميشد ، كارمان را زار ميكرد ! »
مروان بن ابيحفصه قصيده طلايى را شنيد و به ازاى هر بيت گفت : « سبحان الله ؛ چه شگفت است اين سخن ! » ثورى گويد : « اگر آن قصيده وى كه در آن گفته است : ان يوم التطهير يوم عظيم ، بر منبر [ پيامبر ] خوانده شود ، رواست . »
اصمعى ميگفت : « اگر حميرى خلفا را در شعر خود ناسزا نميگفت ، وى را سيدالشعرا ميخواندم . » بزرگان و اميران در ستايش وى بسيار كوشا بودند . منصور با آن كه به ناصبى بودن شهرت داشت ، سوار را هنگامى كه گواهى حميرى را رد نمود و او را به رافضى بودن متهم ساخت ، از قضاوت بر كنار ساخت . ( منتهى المقال ، 2 / 90 )
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 652
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦٥٢