ميلرزد و اندرونش به تلاطم ميافتد و هر كه همچون وى رفتار نموده ، از او دنبالهروى ميكند . آنگاه ، ميگويم : با دو گرانمايه بعد از من چه كرديد ؟ و آنان گويند : به گرانمايه بزرگتر [ قرآن ] دروغ بستيم و آن را از هم گسستيم . گرانمايه كوچكتر [ عترت ] را تنها نهاديم و فرمانش را نبرديم . و من گويم : راه ياران خود را رويد . و آنان تشنه بازگردند ، حال آن كه رويهاشان سياه است و از آن قطرهاى برنميگيرند .
آنگاه ، پرچم عبدالله بن قيس نزد من درآيد كه پيشواى پنجاههزار تن از امت من است . پس برميخيزم و دست او را ميگيرم . در آن حال ، رويش سياه و گامش لرزان و اندرونش متلاطم گردد و هر كه همچون وى رفتار نموده ، دنبال وى ميرود . آنگاه ، ميگويم : با دو گرانمايه بعد از من چه كرديد ؟ و آنان گويند : به گرانمايه بزرگتر [ قرآن ] دروغ بستيم و از آن سركشى كرديم . گرانمايه كوچكتر [ عترت ] را تنها نهاديم و از وى روى گردانديم . سپس گويم : راه ياران خود را در پيش بگيريد . پس تشنه بازگردند ، در حالى كه رويشان سياه است و قطرهاى از آن حوض برنميگيرند .
آنگاه ، مخدج با پرچمش نزد من آيد . پس من دستش را ميگيرم و در آن حال ، رويش سياه گردد و گامش بلرزد و اندرونش تلاطم يابد و هر كه رفتار وى را داشته باشد ، دنبال او را ميگيرد . آنگاه ، ميگويم : با دو گرانمايه بعد از من چه كرديد ؟ و آنان گويند : به گرانمايه بزرگتر [ قرآن ] دروغ بستيم و از آن سركشى كرديم . با گرانمايه كوچكتر [ عترت ] هم جنگيديم و به قتلشان رسانديم . پس گويم : راه ياران خود را در پيش گيريد . سپس تشنه بازگردند ، در حالى كه رويشان سياه است و از آن حوض قطرهاى برنگيرند .
آنگاه ، پرچم امير مؤمنان و پيشواى تقواپيشگان و فرمانده پيشانيسپيدان نزد من آيد . پس برميخيزم و دست وى را ميگيرم . در آن حال ، روى وى و يارانش سپيد گردد . پس گويم : با دو گرانمايه كه پس از خود نهادم ، چه كرديد ؟ گويند : از گرانمايه بزرگتر پيروى و آن را تصديق كرديم . گرانمايه كوچكتر را نيز همراهى و يارى كرديم و در كنارش نبرد نموديم . پس گويم : برويد و از آن حوض سيراب شويد . پس نوبتى مينوشند ، چنان كه از آن
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 620
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦٢٠