تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
جاى خواهد داشت . » گويا ابوبكره به اين حديث اشاره نموده و از نبرد همراه جمليان خوددارى ورزيده است . ( فتح الباري ، 3 / 46 ) اما جالب است كه ابوبكره همه آنان را رستگار دانسته است ! او مي‌گويد : از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) شنيدم كه فرمود : « گروهى هلاك‌زده شورش خواهند نمود كه فرمانده آنان يك زن است . و آنان در بهشت خواهند بود . » ( المصنف ، 7 / 538 ) ابن‌ابي‌شيبه گويد : على گفت : « اميد دارم كه من و طلحه و زبير از كسانى باشيم كه خداوند فرموده است : وَنَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ : و آن چه كينه [ و شايبه‌هاى نفسانى ] در سينه‌هاى آنان است ، بركَنيم . برادرانه بر تخت‌هايى روبروى يكديگر نشسته‌اند . ( حجر : 47 ) » ( المصنف ، 8 / 718 ) طبرى گويد : در حالى كه عايشه در خانه عبدالله بن خلف بود ، مردم نزد وى مي‌رفتند . هرگاه خبر مرگ يكى [ از آن دو دسته ] برايش مي‌رسيد ، مي‌گفت : « خدايش رحمت كند ! » مردى از يارانش به وى گفت : « اين چگونه ممكن است ؟ » عايشه گفت : « اين سخن رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) است : فلانى در بهشت است و نيز فلاني . » على بن ابي‌طالب آن روز گفت : « اميدوارم هر يك از اينان كه قلب پاكى داشته ، خدايش به بهشت بَرد . » ( تاريخ طبري ، 3 / 542 ) اما بايد گفت اين سخن عايشه كه هم قاتل در بهشت باشد و هم مقتول ، از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) به درستى روايت نشده است . آشكارا مي‌بينيم كه آنان فرماندهى عايشه را مي‌پذيرند و اطاعت از وى را واجب مي‌شمرند و اين به روشنى بر خلاف روايت خودشان از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) است كه فرمود : « مردمى كه كارشان را به دست زنى بسپارند ، هرگز رستگار نشوند ! »