سرزمين شده است . او پاسخ داد كه براى اصلاح ميان مردم ، چنين كرده است . شما دو تن چه ميگوييد ؟ آيا با او موافقيد يا مخالف ؟ » گفتند : « موافقيم . » گفت : « پس بگوييد كه توجيه اين اصلاح چيست . به خدا سوگند ! ما نيز اگر آن را درست بشناسيم ، در پى اصلاح برآييم و اگر نه ، به اين اصلاح نگراييم . » طلحه و زبير گفتند : « ما در پى خونخواهى عثمان هستيم . اگر اين كار ترك شود ، عمل به قرآن ترك شده و اگر انجام گردد ، قرآن زنده شده است . » قعقاع گفت : « شما قاتلان عثمان از مردم بصره را كشتيد ؛ اما پيش از اين كه آنان را بكشيد ، بيشتر در راه حق بوديد ؛ زيرا شما از شش تن ، پنج نفر [ به جز حرقوص بن زهير ] را كشتيد . به خاطر آنان ، ششهزار تن به خشم آمدند و شما را تنها نهادند و از شما فاصله گرفتند . سپس شما در پى آن يك تن كه گريخته بود ، يعنى حرقوص بن زهير ، برآمديد و همان ششهزار تن از آن يك مرد حمايت كردند . اكنون اگر وى را به حال خود بگذاريد ، از هدفتان كه خونخواهى عثمان است ، دور شدهايد . اگر هم با همه آن افراد كه از شما فاصله گرفتهاند ، بجنگيد ، به زيان خودتان عمل كردهايد . بدين سان ، آن چه از آن پرهيز داشتيد و به خاطر آن به اين ماجراى عظيم پاى نهاديد [ = خونخواهى عثمان ] همان چيزى است كه ميبينم به آن ، روى خوش نشان نميدهيد . شما حمايت مضر و ربيعه از مردم اين سرزمين را داشتيد ؛ اما آنان به خاطر يارى آن افراد ، بر جنگ با شما همداستان شدند و از ياريتان دست كشيدند ، همان سان كه خود اينان بر اين بدعت بزرگ و گناه سنگين همدست گشتند . » امالمؤمنين گفت : « اكنون ميگويى چه كنيم ؟ » گفت : « به نظر من ، دواى اين ماجرا ، آرامش است . اگر اوضاع آرام شود ، آنان به جنبش درآيند . اگر شما با ما بيعت كنيد ، نشانه خير و مژده رحمت است و خونخواهى عثمان نيز انجام ميگردد و اين امت به عافيت و سلامت دست مييابد . اما اگر زير بار نرويد و فقط بخواهيد به راه خود ادامه دهيد ، نشانه شر است و خونخواهى عثمان نيز انجام نميگيرد و خدا عذاب تكان دهنده خود را بر اين امت نازل خواهد نمود . پس عافيت را ترجيح دهيد تا خودتان نيز از آن بهره بريد و كليد خير باشيد ، همان گونه كه تا كنون بودهايد . ما و خودتان را دچار مصيبت نسازيد كه اين مصيبت هم ما را از پاى درميآورد و هم شما را . به خدا سوگند !
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 604
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦٠٤