كه پژوهش وى در نقد نقش اسطورهاى منسوب به عبدالله بن سبا ، موفق است ؛ اما در نفى وجود او و ديگر صحابه ، كافى نيست .
نزد عالمان متقدم و متأخر ما ، وجود عبدالله بن سبا مسلّم است . آنان شرح حال وى را در كتابهاى خود آورده و احاديث نكوهش و لعن او را از قول امامان ( عليهم السلام ) ياد كردهاند كه از جمله آنها احاديثى با سندهاى صحيح است كه نميتوان آنها را رد نمود . آيتالله خويى نيز پژوهش علامه عسكرى را ستوده و با او در موضوع تشكيك در وجود عبدالله بن سبا ، نه نفى او ، همنظر است . از او پرسيدهاند : « آيا وجود عبدالله بن سبا ، حقيقى است يا وهمي ؟ » و وى پاسخ داده است : « وجود وى ثابت نشده است . و خدا عالم است . »
( صراط النجاة ، 5 / 373 )
از ديد ما ، به يقين ميتوان گفت كه بر خلاف نظر دكتر طه حسين و علامه عسكري ، عبدالله بن سبا شخصيتى است حقيقى و وجودش مسلّم است ؛ اما در اين زمينه با آن دو موافقم كه نقشهاى برشمرده براى او ، خيالى و دروغين است .
خدا شمردن امامان از جانب برخي ، دليل بزرگى و تمايز آنان از ديگران است
در يكى از آثار خود ( المعجم الموضوعى لاحاديث الامام المهدي ، 1052 ) از پديده خدا شمردن امامان ( عليهم السلام ) از جانب برخى افراد ياد كرده و نوشتهايم : معجزات امامان ( عليهم السلام ) به جاى آن كه سبب عمق بخشيدن به ايمان برخى از افراد شود تا اين كار را كرامت عطا شده خدا به اولياى خود بدانند ، موجب كورى آنان گشته است ؛ زيرا عقلشان از فهم عظمت و بخشش خدا در تنگنا افتاده و شيطان فريبشان داده تا مخلوق را خدا بشمارند يا ادعا كنند كه خدا در يك مخلوق حلول كرده است . نيز اين پديده نشان ميدهد كه معجزات اهلبيت ( عليهم السلام ) كاملا واقعى بوده و انكارشان امكان ندارد و به همين سبب ، مردم فقط آنان را خدا دانستهاند . از هيچ كس نشنيدهايم كه كسى ادعاى خدايى ابوبكر و عمر را نموده باشد !
خود امامان به صورت قاطع ادعاى اين كافران را رد نموده و افتراى ايشان را مردود دانسته و به مردم آموختهاند كه بايد نزد خداوند خضوع و بندگى نمايند .