و سفيهان آغاز گشت و چند ساعت اندك به طول انجاميد و عايشه از پشيمانى چنان ميگريست كه روسرياش خيس ميشد و ديگر بازماندگان نبرد از جمله خود علي ( عليه السلام ) آن قدر از پشيمانى ميگريستند كه ريششان خيس ميگشت !
2 . به سبب كينهورزى با علي ( عليه السلام ) گفتهاند كه شورشگران بر وى كسانى بودند كه به اجتهاد خود عمل كردند و براى اين اجتهاد ، اجر خواهند داشت ، هرچند كه پيشتر با وى بيعت كرده بودند ؛ پس درست نيست كه آنان را متجاوز بناميم ! اما اگر همين افراد بر ابوبكر و عمر و عثمان شوريده بودند ، آشوبگرانى متجاوز خوانده ميشدند كه ريختن خونشان حلال بود !
3 . براى بيگناه شمردن متجاوزان به علي ( عليه السلام ) احاديث صحيح متواتر را انكار كردهاند . نيز منكر شدهاند كه طلحه و زبير به خلافت چشم داشتند و همراه عايشه در صدد نبرد با علي ( عليه السلام ) در فرصت ممكن بودند . ادعا ميكنند كه اينان براى نبرد حركت نكردند و چنين قصدى نداشتند . نيز حديث حوأب را كه نزد خودشان صحيح است و حكايت از آن دارد كه سگان حوأب بر عايشه پارس كردند ، انكار ميكنند ! همچنين نبرد جمل را كه هفت روز به طول انجاميد و بيستهزار مسلمان در آن كشته شدند ، كوچك ميشمرند و آن را نبردى كوچك در ساعاتى مختصر ميدانند و معتقدند كه سبائيه با رهبرى مخفيانه عبدالله بن سبا ، آن را برانگيختند .
4 . آنان اين حديث را باور دارند : « هر كه من مولاى او هستم ، على نيز مولاى اوست . بارخدايا ! دشمنش را دشمن باش ! » نيز اين حديث را : « من در آشتيام با هر كه با عترتم در آشتى باشد و در جنگم با هر كه با آنان در جنگ باشد . » اما انكار ميكنند كه عايشه به على كينه ورزيد و ستم كرد و برآنند كه حديث « تو با على ميجنگي ، در حالى كه به وى ستم ميكني » دروغين است .
منطق اتفاقاتى كه رخ داد ، به تحريفگرى آنان گواهى ميدهد . برخى از عالمان اهل سنت نيز اين گواهى را دادهاند . براى نمونه ، ابنعبدربه گويد : اماوفى عباديه پس از نبرد
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 588
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٥٨٨