تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
حتى اگر عبدالرزاق مرتد شود ، ما حديث وى را ترك نمي‌كنيم . ” » ( تهذيب التهذيب ، 6 / 279 ) همو گويد : از ابن‌معين شنيدم : « به خدا سوگند ! هيچ كس را جز وكيع نديدم كه براى رضاى خدا حديث روايت كند . از او دقيق‌تر در نقل حديث نديدم . وكيع در روزگار خود ، همچون اوزاعى در زمانه خويش است . » ( تهذيب التهذيب ، 11 / 112 ) عبدالرزاق گويد : « ثورى و ابن‌عيينه و معمر و مالك و بسيارى ديگر را ديدم ؛ اما هرگز مانند وكيع نديدم . » ( الكامل ، 1 / 107 ) سيوطى و متقى هندي ، اين حديث را از كتاب وكيع نقل كرده‌اند كه نسخه آن به دست ما نرسيده است . 2 . بخش‌هايى از اين حديث در اين منابع آمده است : نهج‌البلاغه ، 3 / 50 ؛ شرح نهج‌البلاغه ، ابن‌ابي‌الحديد ، 9 / 206 ؛ مختصر بصائر الدرجات ، 203 ؛ همان ، چاپ ديگر ، 1 / 477 ؛ مصباح البلاغه ، 1 / 26 ؛ شرح نهج‌البلاغه ، ابن‌ميثم ، 3 / 265 ؛ بحار الانوار ، 32 / 243 . در نسخه سيوطى و متقى هندي ، افتادگي‌هايى راه يافته كه بر پايه همين مآخذ ، اصلاحشان كرديم . 3 . از اين روايت برمي‌آيد كه مردم بصره تفاوت مشرب داشته‌اند و براى پرسيدن و پاسخ شنيدن از اميرالمؤمنين تشنه بوده‌اند . همين عامل ، سبب طولانى بودن و تنوع موضوعات اين خطبه است . 4 . سياق عمومى اين خطبه ، بر اين نكته تأكيد دارد كه اين امت پس از پيامبرش ( صلى الله عليه وآله ) دچار انحراف گشته ؛ زيرا از او اطاعت نكرده و در پى وصى وى علي ( عليه السلام ) نرفته است . نيز تحريف و دروغ درباره پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) در اين امت فراوان است و تنها علي ( عليه السلام ) نماينده خط صحيح است و هر كه با وى مخالفت نمايد ، اهل باطل و بدعت و انحراف است . از اين رو ، در عجبيم كه چگونه وكيع و جز او ، اين خطبه را روايت كرده‌اند ؛ اما مآخذ شيعى فقط بخش‌هايى بلند از آن را روايت نموده‌اند ، از جمله آن چه از كتاب الاحتجاج خواهد آمد . همچنين از وكيع و عبدالرزاق ، مطالبى شگفت درباره ولايت اهل‌بيت و