تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
نكرديم . نيز بر ابن‌حنيف منت گذاشتيم و رهايش كرديم و او به سوى دوستش روانه شد . » ( الجمل ، ابن‌شدقم ، 162 ) 13 . شيخ مفيد گويد : هنگامى كه عثمان بن حنيف به ذي‌قار رفت ، در آن جا همراه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) بماند و بيماري‌اش را علاج مي‌كرد تا كوفيان نزد امام ( عليه السلام ) آمدند . ( الجمل ، مفيد ، 156 ) از سخن سيد رضى برداشت مي‌شود كه عثمان بن حنيف همراه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به بصره درآمد . - او گويد : از همين باب است سخن عثمان بن حنيف انصارى در روز جمل كه در پيشگاه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) بود و شدت جنگ و گرماگرم كارزار را ديد و گفت : « آسياب اسلام و خداوند كعبه چرخيد ! » مقصودش اين بود كه شكنندگان بيعت با اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) يعنى اهل جمل ، مي‌خواستند اسلام را از مدار خود خارج سازند . ( المجازات النبوية ، 156 ) البته به نظر ما ، مقصود وى جمل صغرى است . عثمان با امام ( عليه السلام ) به بصره بازنگشت . مؤيد اين مطلب ، آن است كه نامى از وى در صفين نيست ؛ با آن كه از برادرش سهل بارها ياد شده است . به نظر مي‌رسد كه بيماري‌اش وى را در كوفه زمين‌گير نمود و همان جا زيست تا در روزگار معاويه وفات نمود . ابن‌اثير گويد : عثمان بن حنيف در كوفه سكنا گزيد و تا زمان معاويه همان جا بزيست . ابوأمامة ، فرزند برادرش سهل بن حنيف و نيز فرزندش از او روايت كرده‌اند . ( اسد الغابه ، 3 / 371 ) در گزارشى آمده كه برادرش سهل در پى بازگشت از صفين ، وفات يافت . هنگامى كه وى درگذشت ، علي ( عليه السلام ) كه وى را بسيار دوست مي‌داشت ، فرمود : « اگر كوهى مرا دوست بدارد ، از هم مي‌پاشد ! » ( نهج‌البلاغه ، 4 / 26 ) مقصود امام اين است : چنين كسى غم و اندوه و مصيبت فراوان مي‌بيند و اين چيزى است كه تنها براى نيكان صالح و برگزيدگان پاك پيش مي‌آيد . اين سخن مانند ديگر گفته اوست : « هر كس ما اهل‌بيت را دوست مي‌دارد ،
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 529 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )