تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
تا آن كه اميرالمؤمنين على بن ابي‌طالب برسد و آن‌گاه ، اگر خواستند ، در آن چيزى كه مردم درآمده‌اند ، درآيند و اگر خواستند ، هر گروه به هر كس مي‌خواهد بپيوندد و هر چه مي‌خواهد ، از صلح و جنگ يا بيرون رفتن و اقامت ، انجام دهد . بر هر دو گروه ، بر آن چه نوشته‌اند ، عهد و پيمان خدايى به گونه پيمان هر يك از پيامبران خدا و بلكه استوارتر از آن است . » سپس نامه مهر گشت . 9 . ام‌المؤمنين صلح را نقض نمود و به مؤمنان خيانت ورزيد و غافلگيرانه بر ابن‌حنيف تاخت . عثمان بن حنيف برگشت و به سراى حاكم داخل شد و به يارانش گفت : « خدايتان رحمت كناد ! به خانواده خويش بپيونديد و سلاح بر زمين نهيد و زخمي‌هاى خويش را مداوا كنيد . » سپس چند روز بر اين حال درنگ كردند . سپس طلحه و زبير گفتند : « اگر على فرارسد و ما در اين حال كمبود نيرو و سستى باشيم ، گردن ما را خواهد گرفت ! » پس بر آن شدند كه به سران قبايل نامه بنويسند و دل مردم عرب را به دست آورند . بنا بر اين ، به بزرگان مردم و سركردگان و بزرگان پيام دادند و از آنان خواستند كه به خون‌خواهى عثمان و بر كنار ساختن على و بيرون راندن عثمان بن حنيف از بصره برخيزند . قبايل ازد و ضبه و قيس بن عيلان ، جز يكى دو تن از هر قبيله كه از اين كار كناره جستند و از آن‌ها فاصله گرفتند ، با آنان بر اين كار پيمان پيوستند . چون كار طلحه و زبير استوار شد ، در شبى تاريك و بارانى و طوفاني ، با يارانشان كه بر ايشان زره پوشانده و روى آن جامه بر تن كرده بودند ، بيرون آمدند و هنگام نماز صبح به مسجد رسيدند . عثمان بن حنيف پيش از ايشان به مسجد رسيده و صف‌هاى نماز برپا شده بود . عثمان پيش رفت تا پيشاپيش مردم نماز بگزارد . ياران طلحه و زبير او را عقب كشيدند و زبير را براى نماز پيش انداختند . سبابجه كه پاسداران و نگهبانان بيت‌المال بودند ، آمدند و زبير را از محراب بيرون آوردند و عثمان بن حنيف را پيش كشيدند . ياران زبير بر آنان چيره شدند و او را مقدم داشتند و عثمان را عقب زدند و اين كار همچنان
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 523 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )