شما ساكن شدند و ميراثهاتان را تقسيم كردند و همسرهاتان را گرفتند . اين است خبرى كه ما داريم . شما چه خبر داريد ؟ »
آنگاه مدتى مرا به حال خود گذاشت و سپس سر برداشت و فرمود : « سوگند به آن كسى كه آسمان را افراشت تا بر فراز شد و زمين را گسترد تا پهناور گشت ! اگر به اين مردگان اجازه سخن داده شود ، بگويند : ما بهترين توشه را پرهيزگارى يافتيم . »
آنگاه فرمود : « اى جابر ! اگر خواهى ، برگرد . » ( تحف العقول ، 186 )
اين سخن امام ( عليه السلام ) با جابر در بصره ، همانند سخن مشهور وى با كميل است ، آنگاه كه در كنار كوفه ، در وادى السلام ، دست كميل را گرفت . البته اين سخن ، پيش از گفتار وى با كميل بوده است .
ابوايوب انصارى به دوازده امام ( عليهم السلام ) مژده ميدهد
خزاز قمى روايت كرده كه گفتهاند : ابوايوب در يكى از خانههاى هاشميان فرود آمد . ما سى تن از بزرگان بصره نزد وى رفتيم و سلامش داديم و گفتيم : « تو همراه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) در بدر و احد ، با مشركان جنگيدى و اكنون آمدى و با مسلمانان نبرد نمودي ! » گفت : « به خدا سوگند ! از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) شنيدم كه به على فرمود : تو با پيمانشكنان و ستمگران و از دين بيرون شدگان نبرد خواهى كرد . » گفتيم : « به خدايت سوگند ! درباره علي ،
از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) چه شنيدي ؟ » گفت : « شنيدم كه فرمود : على با حق است و حق با علي . او امام و خليفه پس از من است و براى پاسدارى از تأويل قرآن ميجنگد ، چنان كه من براى نازل شدنش جنگيدم . پسرانش حسن و حسين نوادگان من در اين امت هستند و هر دو امامند ، خواه بجنگند و خواه صلح كنند و پدرشان بهتر از آن دو است . امامان پس از حسين ، نُه تن از نسل او هستند و امام قائم از ايشان است كه در آخرالزمان قيام مينمايد ، همان گونه كه من در آغاز اين دوره قيام كردم . اوست كه قلعههاى گمراهى را ميگشايد . »
گفتيم : « اين نُه نفر چه كسانى هستند ؟ » گفت : « آنان امامان پس از حسين هستند