تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
كه پياپى فرزندان يكديگرند . » گفتيم : « رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) به تو فرمود كه چند امام پس از او خواهند آمد ؟ » گفت : « دوازده امام . » گفتيم : « آيا آنان را برايت نام برد ؟ » گفت : « آري . فرمود : مرا در معراج به آسمان بردند و به پايه عرش نگريستم و ديدم به خط نور نوشته شده است : “ لااله الا الله محمد رسول خدا . او را با على يارى و ياورى كردم . ” نيز پس از علي ، يازده نام را با خط نور بر پايه عرش ديدم : حسن ، حسين ، سه علي ، دو محمد ، جعفر ، موسي ، حسن ، حجت . گفتم : “ خدايا ! اينان كيستند كه گرامي‌شان داشته و نام‌هايشان را كنار نام خود آورده‌اي ؟ ” مرا ندا دادند : “ اى محمد ! اينان اوصيا و امامان پس از تو هستند . خوشا به حال دوستارانشان و واى به دشمنانشان ! ” » گفتيم : « درباره بني‌هاشم چه فرمود ؟ » گفت : « شنيدم كه فرمود : “ شما پس از من به ضعف كشانده خواهيد شد . ” » گفتيم : « به دست ستمگران و پيمان‌شكنان و از دين بيرون شدگان ؟ » گفت : « پيمان‌شكنان همين كسانى بودند كه با آنان نبرد كرديم . به‌زودى با ستمگران و از دين بيرون شدگان نيز مي‌جنگيم . به خدا سوگند ! من آنان را نمي‌شناسم ؛ اما از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) شنيدم كه فرمود : « اين نبرد در اطراف نهروان صورت مي‌گيرد . » گفتيم : « اكنون از سخنانى با ما بگو كه از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) شنيده‌اي . » گفت : « شنيدم كه فرمود : “ مؤمن نزد خداوند همانند فرشته مقرّب و حتى از آن بالاتر است . هيچ موجودى نزد خدا از مرد يا زن مؤمن توبه‌گر محبوب‌تر نيست . ” » گفتيم : « باز هم بگو ، خدايت رحمت كند ! » گفت : « مي‌گويم . شنيدم كه فرمود : “ هر كس لا إله الا الله را با اخلاص بگويد ، بهشت براى اوست . ” » گفتيم : « باز هم بگو ، خدايت رحمت كند ! » گفت : « مي‌گويم . شنيدم كه فرمود : “ هر كه مسلمان است ، مكر و فريب به كار نمي‌بندد . من از جبرئيل شنيدم كه گفت : مكر و فريب در دوزخ جاى دارد . ” » گفتيم : « خداوند تو را از پيامبرت و از اسلام ، پاداش خير دهد . » ( كفاية الاثر ، 116 ) ما كتابچه‌اى در زمينه حديث مژده پيامبر به دوازده امام ( عليهم السلام ) نگاشته‌ايم و تبيين كرده‌ايم كه اين حديث را فقط بر عترت معصوم رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) مي‌توان تطبيق نمود .