دارند . هر مالى كه براى خانواده خود باقى نهادهاند ، طبق شريعت الهى به ارث ميرسد . »
مردى برخاست و گفت : « اى اميرالمؤمنين ! چگونه اموال ايشان براى ما حلال است ؛ اما زنان و فرزندانشان حلال نيستند ؟ » على گفت : « براى شما حلال نيستند . » هنگامى كه اصرار كردند ، گفت : « ميان خود قرعه بكشيد و سهمتان را برداريد ! » سپس گفت : « كداميك از شما مادرتان عايشه را در سهم خود برميدارد ؟ » گفتند : « استغفرالله . »
( الامامة و السياسه ، 1 / 72 )
امام ( عليه السلام ) در كوچههاى بصره بدون سلاح و پاسدار گام نهاد
شيخ صدوق گويد : حسين بن علي ( عليه السلام ) نزد معاويه درآمد . معاويه به او گفت : « چه چيز سبب شد كه پدرت بصريان را بكشد و سپس شبانه در كوچههاى آنان با دو جامه حركت نمايد ؟ » حسين فرمود : « زيرا ميدانست هر اتفاقى كه برايش رخ ميداد ، نميبايست كه رخ ندهد و هر اتفاقى كه برايش پيش نميآمد ، نميبايست كه پيش آيد . » گفت : « راست گفتي . »
هنگامى كه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) ميخواست به نبرد با خوارج بپردازد ، به او گفتند : « خوب است از اين كار پرهيز كني . » فرمود :
كدام يك از اين دو روز ، از مرگ بگريزم : روزى كه مرگم مقدر نيست يا روزى كه مقدر است ؟
آن روز كه مقدر نيست ، از مرگ باكى ندارم . آن روز كه مقدر است ، پرهيز سودى نخواهد داشت . ( التوحيد ، 374 )
علي ، ابنعباس و زياد بن عبيد را كارگزاران بصره نمود
1 . ابوبكرة بن عبيد ، به اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) مشورت داد كه ابنعباس را كارگزار بصره نمايد و امام چنين كرد . آن روز ابنعباس سيونه سال داشت ؛ زيرا هنگامى كه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) وفات نمود ، وى تقريبا دوازده ساله بود . ( الاستيعاب ، 3 / 934 ) وى در هفتاد و يك سالگى در طائف