تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
به نظر من ، اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) فرمان داد كه پيكر آن شتر را بسوزانند و خاكسترش را در هوا پخش كنند ؛ زيرا مانند گوساله بني‌اسرائيل بود . ابن‌ابي‌الحديد گويد : علي ( عليه السلام ) فرمان داد كه آن شتر را بسوزانند و خاكسترش را در هوا بپراكنند . او فرمود : « خدا اين چهارپا را لعنت كند كه چقدر شبيه به گوساله بني‌اسرائيل است ! » سپس اين آيه را خواند : وَانْظُرْ إِلَى إِلَهِكَ الَّذِى ظَلْتَ عَلَيهِ عَاكِفًا لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِى الْيمِّ نَسْفًا . ( شرح نهج‌البلاغه ، 1 / 266 ) البته شايد امام ( عليه السلام ) چند روز پس از كشتن شتر ، فرمان سوزاندنش را داده باشد . به اين ترتيب ، روايات گوناگون با هم سازگار مي‌شوند . وصف كردن آن شتر به شيطان ، شايد بر شيوه عرب بوده باشد . حموى گويد : عرب هر سركش نافرمان ، از جن و انسان و چهارپا ، را شيطان مي‌خواند . ( معجم البلدان ، 3 / 384 ) 10 . بلاذرى گفته است : حرمازى برايم گزارش نمود : عايشه نزد ابن‌ابي‌عتيق پيغام فرستاد كه به وى استرى امانت دهد تا فرستاده خود را براى كارى بر آن سوار كند و روان سازد . وى به پيغام‌رسان عايشه گفت : « به او بگو : به خدا سوگند ! هنوز سرهايمان را از ننگ ماجراى جمل نشُسته‌ايم . آيا مي‌خواهى براى ما ماجراى استر را پيش بياوري ؟ » ( انساب الاشراف ، 10 / 106 )