فرمان ميبرند و هيچ يك از آنان جرأت نبرد با وى را ندارد و هرگاه علي ( عليه السلام ) به بصره رسد ، دستگيرش نموده ، از خلافت بركنارش خواهد كرد يا به قتلش خواهد رساند و خليفهاى به جاى او خواهد گمارد . از اين رو ، او را فرمان ميداد كه خودش از خلافت كناره گيرد و ميگفت : « من به على دستور ميدهم كه انتخاب خليفه را به شوراى مردمى واگذارد و اگر نپذيرد ، با شمشير رويارويش خواهم ايستاد . »
17 . عايشه در حومه بصره ، در خريبه يا حفر ابوموسي ، اردو زد و به عثمان بن حنيف ، حاكم بصره ، پيغام فرستاد : « سراى حاكم را به ما واگذار كن و بيتالمال را به ما بسپار ! » عثمان دو نماينده نزد آنان فرستاد . آنان سخنان سرسختانه جمليان را شنيدند و بازگشتند و به عثمان گفتند : « براى نبرد آماده شو ؛ زيرا عايشه خواهان تصرف بصره ، حتى به بهاى قتل تو است . »
عايشه سه نبرد نمود تا هنگامى كه بر بصره تسلط يافت . اين نبردها را كه پيش از رسيدن اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) انجام پذيرفت ، جمل صغرى نام نهادهاند .
18 . اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) فرمود : « من به اين كسان گرفتار شدم : كسى كه بيش از همه ، مردم از وى فرمان ميبردند ، يعنى عايشه دختر ابوبكر ؛ زبير كه از همه دليرتر بود ؛ و طلحة بن عبيدالله كه بيش از همه با من دشمنى ميكرد . » ( المحجة ، 173 )
امام ( عليه السلام ) عايشه را چنين وصف نموده كه مردم بيش از همه ، از وى فرمان ميبردند ؛ زيرا شخصيتى نيرومند داشت و بر مردم اثر مينهاد و پيرامونش جمع ميشدند . آنان 25 سال در سايه سلطه نظامهاى پيشين ، به ستايش از عايشه خو گرفته بودند و با اين باور تربيت شده بودند كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) عاشق و شيفته وى بوده ، جبرئيل براى ستايش وى نازل ميشده ، احترام و رعايت حقش واجب است ، فقط او امالمؤمنين است ، و در دنيا و آخرت همسر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) است . به همين دليل ، ميبينيم كه وى با ششصد سپاهى وارد بصره شد ؛ اما در كمتر از يك ماه ، دهها هزار رزمنده گرد آورد كه در راهش جان ميدادند . وى براى اين منظور ، روشهايى را به كار گرفت كه يكى از آنها « گريه » بود .
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 392
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٣٩٢