مادر به خانهاش بازگشت ، در حالى كه على به او توشه بسيار داد و نيكى فراوان كرد .
15 . شيخ كاظم ازرى شاعر ، در منظومه رساى خود ( الازريه ، 141 ) سروده است :
روزى كه آن زن سوار بر شتر ، آن سپاه را فرماندهى كرد و از گام برداشتن در مسير گناه ، پرهيز نكرد .
سگان حوأب اصرار كردند كه مانع حركت وى شوند ؛ اما وى بر گناه خود پايدار ماند .
عجبا ! در شريعت كدام امت پيامبري ، نبرد براى زنان جايز است ؟
يا كدام مادر مؤمنان ، در حق فرزندانش بدى ميكند و آنان را به تفرقه ميكشاند ؟
آنان را در هر وادى و دره به راه انداخت . چه بد مادرى كه به فرزندان خود ستم كند !
آيا آيه تبرج را از ياد برد يا ندانست كه خداى رحمن وى را از اين كار نهى كرده است ؟
چهلهزار حديث در حافظه داشت ؛ اما اين آيه قرآن را از ياد برد ؟
با اين كارش ، ما را به ياد رفتار همسر موسى انداخت كه پس از مرگ موسي ، كار خود را كرد ؛
و با يوشع به نبرد برخاست ، همان سان كه عايشه با على نبرد نمود . آن صفرا و اين حميرا همانند هم رفتار كردند .
او همان دامن رفتار لهوآميزى را بر زمين كشيد كه الاههاش در دل وى انداخته بود .
اى سعد ! مرا سرزنش نكن كه كينه اينان را در دل دارم كه به حق احمد پس از وفاتش وفا نكردند .
مگر او نفرمود : حق عترتم يعنى اهلبيتم را با نيكى به آنان و پاسداشت ولايتشان ، پاس بداريد ؟
اما با او ، هم در زمان حياتش ستيز نمودند و هم پس از وفاتش به وى خيانت ورزيدند . عجبا كه چه ناكامش نهادند !
ما فصلى را به اشعار درباره نبرد جمل اختصاص داده و قصيده مذهبه سيد حميري ( رحمه الله ) را در آن آوردهايم .
16 . عايشه براى تسلط بر بصره ، نقشهاى در سر داشت . او گمان ميكرد كه مردم از وى
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 391
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٣٩١