شكستند . از اين رو ، من همراه مسلمانان حركت كردم تا به مردم بگويم كه اين افراد چه كردند و مردم براى اصلاح اين امور بايد چه كنند . »
عايشه موضع خود را در تحريك مردم بر ضد عثمان و دعوت به قتل وي ، پنهان نمود . وى ابراز نكرد كه مسلمانان از سرزمينهاى گوناگون نزد وى ميآمدند و از ستم كارگزاران عثمان شكايت مينمودند و او ايشان را فريفت و حاكمى جديد با آنان به سوى مصر روانه نمود و در همان حال ، به حاكم اموى آن جا پيام فرستاد كه او و همراهانش را بكشد .
او پنهان كرد كه مردم با على بيعت نمودند ، برتر از آن چه با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كرده بودند .
از پيشدستيهاى او در وارونه نشان دادن اوضاع ، اين بود كه آيات پاكدامنى ماريه را درباره خود وانمود ساخت ، با آن كه ماجراى اتهام به وى در غزوه بنيمصطلق در شعبان سال پنجم هجرى رخ داد ( اعلام الوري ، 1 / 196 ) و آيات پاكدامنى ماريه در سال هشتم هجرى نازل شد ، آنگاه كه ماريه ، ابراهيم فرزند پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) را زاد و قريش او را متهم نمودند و گفتند : « از آن جا كه محمد به پسر نياز دارد ، پسر فردى ديگر را از آنِ خود دانسته است . » ( المستدرك ، حاكم ، 4 / 39 ) در اين حال ، آيات پاكدامنى ماريه نازل شد . اما عايشه ادعا نمود : اين آيات مربوط به تبرئه من از اتهامى است كه سه سال پيشتر به من زده بودند ! از اين گذشته ، آن آيه نشان ميدهد كه فرد تبرئه شده ، سادهدل و بيخبر بوده است : إِنَّ الَّذِينَ يرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِى الدُّنْيا وَالآخِرَةِ : بىگمان ، كسانى كه به زنان پاكدامنِ بىخبر [ از همه جا ] و با ايمان نسبت زنا مىدهند ، در دنيا و آخرت لعنت شدهاند . ( نور : 23 ) عايشه فردى بيخبر و ساده نبود ؛ بلكه ماريه چنين بود ؛ اما عايشه پيشدستى كرد و اين آيات را مربوط به خودش دانست . همو بود كه ماريه را متهم نمود و سپس آيات تبرئه او را از آنِ خود شمرد ! درباره ماجراى ماريه ، بنگريد به : السيرة النبوية عند اهل البيت ، 3 / 73 .
3 . رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) عايشه را مَرد خوانده و او را همانند صفراء ، همسر موسي ( عليه السلام ) ، شمرده كه بر وصى او يوشع ( عليه السلام ) شورش نمود و با او جنگيد و شكست خورد و يوشع وى را اسير كرد
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٣٧٦