كند . او خداوند من است و به او هيچ شرك نميورزم . پس نگوييد كه ياور من كمسود است و در دفاع ، ضعيف ؛ زيرا با اين سخن ، هم سزاوار نام شرك ميشويد و هم نفاق . اما اين كه گفتيد من دليرترين سوار عرب هستم و از نفرين من گريزانيد ؛ بايد بدانيد كه در هر جاى بايد كار مناسب آن را انجام داد . آنگاه كه نيزهها به هم درآميزند و زينهاى اسبان در هم موج زنند و شُشهاى شما در درونتان [ از ترس ] باد نمايد ، خداوند با قلبى آرام و درست ، مرا كفايت فرمايد . و اما اين كه از نفرين من به خود پرهيز داريد ؛ از اين كه مردى جادوگر از قومى جادوگر ، به ادعاى شما ، بر شما نفرين كند ، بيم مداريد ! بارخدايا ! زبير را با بدترين شيوه بكش و خونش را در مسير گمراهى بريز و طلحه را خوارى بچشان و در آخرت ، عذابى بدتر از اين برايشان مهيا گردان ، اگر آن دو به من ستم نموده و به من افترا بسته و گواهيهاى خود را درباره من پنهان داشته و نسبت به من ، از تو و رسولت سركشى كردهاند ! بگو : آمين ! » خداش گفت : « آمين ! »
سپس خداش خطاب به خودش گفت : « هيچ صاحبريشى را نديدم كه از تو خطايش روشنتر باشد و دليلى همراه بياورد كه بخشى از آن ، بخش ديگر را نقض نمايد و خداوند جاى تمسك به آن نگذاشته باشد . من از طلحه و زبير به خدا بيزارى ميجويم . » علي ( عليه السلام ) فرمود : « به سوى آن دو بازگرد و از سخنانم آگاهشان ساز . » خداش گفت : « به خدا سوگند ! چنين نميكنم مگر اين كه از خدا بخواهى كه مرا زود به سويت بازگرداند و توفيقم بخشد كه با اطاعت از تو ، رضايتش را جويم . » امام چنين فرمود و ديرى نگذشت كه خداش بازگشت و در نبرد جمل در صف يارانش كشته شد . ( الكافي ، 1 / 343 )
آيه سخره كه طلحه و زبير خواندنش را به خداش توصيه كردند ، اين آيه است كه براى دفع شر جادو خوانده ميشود : « إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ فِى سِتَّةِ أَيامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يغْشِى اللَّيلَ النَّهَارَ يطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ : در حقيقت ، پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد و سپس بر عرش [ جهاندارى ] استيلا يافت . روز را به شب كه شتابان آن را مىطلبد ،
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٧٢