تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
رضاى خدا خشم گرفته بود . آن‌گاه ، در تعقيب شيعيان من برآمدند ، از آن پس كه ايشان را زدند و در هر نهانگاه و زير هر بلندي ، دستگيرشان نمودند و دست‌بسته گردنشان را زدند . اينان را چه مي‌شود ؟ خدايشان بكشد ! به كجا مي‌روند ؟ پس اى بندگان خدا ! به آنان هجوم آوريد و بر سرشان همچون شيران بتازيد ؛ كه آنان اشرارند و ياريگرانشان بر باطل ، نيز اشرار هستند . پس با صبر و تنها براى رضاى خدا ، به نبرد آنان رويد و خودتان را آماده اين رزم سازيد ؛ كه شما رزمندگان و نبردپيشگانيد و خود را مهياى شمشير زدن و نيزه افكندن و نبرد با قهرمانان كرده‌ايد . پس هر كس در خود احساس قدرت و شجاعت هنگام بيم و مبارزه مي‌كند و مي‌بيند كه برادرش سست يا لرزان گشته ، بايد از آن برادرش كه خدا وى را بر او برترى داده ، حمايت نمايد ، همان سان كه از خودش حمايت مي‌كند ؛ زيرا اگر خدا مي‌خواست ، او را نيز مانند وى قرار مي‌داد . » در اين حال ، شداد بن شمر عبدى برخاست و به سوى وى رفت و پس از سپاس و ستايش خدا گفت : « اما بعد ؛ آن‌گاه كه خطاكاران بسيار شدند و انكارگران سرپيچى كردند ، ما به خاندان پيامبرمان ( صلى الله عليه وآله ) پناه آورديم كه خدا به خاطر آنان به ما كرامت بخشيد و از گمراهى به مسير هدايت رهنمونمان ساخت . خدايتان رحمت كند ! با آنان همراه باشيد و كسانى را كه به راست و چپ مي‌روند ، رها سازيد ؛ زيرا آن‌ها در در طغيان خود سرگردان و در گمراهى خود سرگشته‌اند . ( الجمل ، مفيد ، 177 ) اربلى گويد : از زر روايت شده كه از على شنيده است : « من چشم فتنه را درآوردم . اگر من نبودم ، اهل نهروان و جمل كشته نمي‌شدند . اگر من نبودم ، بيم مي‌رفت كه جهاد را رها كنيد . من بودم كه به شما خبر دادم آن چه را بر زبان پيامبرتان ( صلى الله عليه وآله ) جارى شد درباره كسى كه با آگاهى از گمراهى اينان و شناخت مسير هدايت خودمان ، به نبرد با آنان برخيزد . » نيز علي ( عليه السلام ) در روز جمل فرمود : وَإِنْ نَكَثُوا أَيمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِى دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ ينْتَهُونَ : و اگر سوگندهاى خود را پس از پيمان خويش شكستند و شما را در دينتان طعن زدند ، پس با پيشوايان كفر بجنگيد ؛ چرا كه آنان را هيچ پيمانى نيست ؛ باشد كه [ از