رايانهاى محاسبه و تبديل تاريخ قمرى نشان ميدهد . نيز در تأييد اين سخن بايد گفت كه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) پس از نبرد ، سه روز در آن سرزمين باقى ماند و سپس روز دوشنبه وارد بصره گشت . پس آغاز نبرد روز پنجشنبه بوده و جنگ تا پنجشنبه هفته بعد ادامه
داشته است .
امام ( عليه السلام ) سه روز براى مذاكره به آنان مهلت داد
طبرى گويد : سه روز درنگ نمودند و ميانشان جنگى درنگرفت و على نزد آنان پيغام فرستاد و با ايشان سخن گفت تا از نبرد بازشان دارد . ( تاريخ طبري ، 3 / 513 )
ابنابيشيبه گويد : در حادثه جمل ، سه روز ميان دو لشكرگاه خيمهاى برپا گشت و على و طلحه و زبير به آن جا درآمده ، به قدرى كه خدا مقدر فرمود ، با هم مذاكره ميكردند . ( المصنف ، 8 / 710 )
ابنصباغ گفته است : سه روز درنگ كردند و در صلح بودند و به هم پيغام ميدادند . ( الفصول المهمه ، 1 / 402 )
اربلى گزارش نموده كه امام ( عليه السلام ) به عايشه چنين نوشت : « اما بعد ؛ تو از خانه خود بيرون آمدى و در اين كار ، از فرمان خدا و رسولش سركشى كردى و در جستجوى چيزى هستى كه وظيفه تو نيست . اكنون ادعا ميكنى كه خواستار اصلاح ميان مردم هستي . به من بگو كه زنان را با فرماندهى سپاه چه كار ؟ نيز ادعا ميكنى كه خونخواه عثمان هستي . عثمان مردى است از بنياميه و تو زنى هستى از بنيتيم بن مره ! به هستيام سوگند ! آن چه تو را به اين مصيبت افكند و به اين معصيت واداشت ، گناهش برايت بيشتر از گناه قاتلان عثمان است . تو خشم نگرفتي ، مگر آن كه پيشتر بر تو خشم گرفتند و تحريك نگشتي ، مگر آن كه پيشتر بر ضد تو تحريك گشتند . پس اى عايشه ! تقواى خدا را پيشه كن و به خانهات بازگرد و پردهات را بياويز ! والسلام . » ( كشف الغمة فى معرفة الائمه ، 1 / 240 )
سپس عايشه به وى چنين پاسخ داد : « اى فرزند ابوطالب ! كار از سرزنش گذشته و ما