اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به او پيام داد : « بمان و آن شمشيرها را از ما بازدار . » احنف قومش را گرد آورد و گفت : « اى بنيسعد ! از اين فتنه دست بكشيد و در خانههاى خود بمانيد . اگر بصريان پيروز شوند ، برادران شمايند و بر شما نميتازند . اگر هم علي ( عليه السلام ) پيروز گردد ، به شما آزار نخواهد رساند . » پس آنان دست كشيدند و نبرد را وانهادند . ( الجمل ، مفيد ، 158 )
دروغهايى درباره اصل نبرد و مدت آن
درست اين است كه نبرد جمل سخت بود و هفت روز به طول انجاميد . اما برخى دروغ گفته ، آن را اتفاقى ناخواسته و در مدت چند ساعت گزارش كردهاند !
ابنحجر گويد : ابنابيشيبه با سند صحيح از زيد بن وهب گزارش نموده است : على دست از جنگ كشيد تا آنان نبرد را شروع كردند . پس ، بعد از ظهر با آنان نبرد نمود و هنگامى كه آفتاب غروب كرد ، يك تن پيرامون شتر مانده بود . ( الاصابه ، 13 / 46 )
اما خود ابنابيشيبه درباره شدت آن نبرد گفته است : فطر بن خليفه گويد : من در نبرد جمل حضور داشتم و چون به سراى وليد درآمدم ، ياد آن نبرد افتادم . شمشيرها بر كلاهخودها فرود ميآمد و على را ديدم كه حمله مينمود و شمشير ميزد تا هنگامى كه تيغه شمشيرش كج ميشد و سپس بازگشته ، ميگفت : « مرا ملامت نكنيد ؛ بلكه اين شمشير را ملامت نماييد ! » سپس آن را راست ميكرد و بازميگشت . ( المصنف ، 7 / 534 )
سخن شاعرى در اين زمينه مشهور است :
من جنگها ديدهام كه مرا پير كردهاند ؛ اما نبردى همانند جمل نديدم .
سختترين فتنه براى مؤمنان بود و بيش از همه ، پهلوانان را به كشتن داد .
كاش آن زن در خانهاش مانده و كاش آن سپاه به حركت درنيامده بود !
ابنقتيبه گزارش نموده كه آن نبرد هفت روز به طول انجاميد . وى گويد : مردم پيرامون وى به نبرد پرداختند تا شب ميانشان پرده افكند . به همين سان ، هفت روز به نبرد ادامه دادند . پس از هفت روز ، على به سويشان هجوم آورد و آنان را شكست داد . عايشه و