تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩

فصل 56

رسيدن اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به بصره

شرح داخل شدن اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) و سپاهش به بصره

مسعودى گويد : از منذر بن جارود نقل شده است : هنگامى كه على به بصره درآمد ، از نزديك طف وارد شد و به زاويه آمد . من بيرون شدم و به وى نگريستم . دسته‌اى در حدود هزار سوار بودند كه جلودارشان سوارى بر اسبى سپيد و سياه قرار داشت و كلاه و جامه‌اى سپيد در بر كرده ، شمشير آويخته ، پرچمى همراه داشت . پس از آن پرچم‌داران سپاه با پرچم‌هايى بيشتر به رنگ سپيد و زرد قرار داشتند كه زره و سلاح در بر كرده بودند . گفتم : « اين كيست ؟ » گفتند : « وى ابوايوب انصاري ، صحابى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) است و اينان انصار و ديگر مردمانند . » آن‌گاه ، سوارى ديگر در پى ايشان آمد كه عمامه‌اى زرد و جامه‌اى سپيد داشت و شمشير آويخته و كمان بر شانه نهاده ، پرچمى همراه داشت و بر اسبى بور همراه با حدود هزار سوار پيش مي‌آمد . گفتم : « اين كيست ؟ » گفتند : « او خزيمة بن ثابت انصارى ذوالشهادتين است . » سپس سوارى ديگر بر اسبى كهَر بر ما گذشت كه عمامه سياه داشت و زيرش كلاه سپيد نهاده ، قبايى سپيد و براق بر دوش داشت و شمشيرى