از بنياسد به من اطلاع داد كه مقامى به نام اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در شطره قرار دارد .
طبرى گويد : از شعبى روايت شده كه چون در ذيقار به هم رسيدند ، على با افرادى از جمله ابنعباس ، به استقبال آنان آمد و خوشباششان گفت . . . پس در ذيقار هفتهزار و دويست تن گرد آمدند و عبدالقيس كه هزاران تن بودند ، در راه على به بصره ، همگى به انتظار رسيدن وى بودند . ( تاريخ طبري ، 3 / 501 )
همو گفته است : على از پشت سر حركت نمود و مردم روان شدند تا به منزلگاه عبدالقيس رسيد و همراه با آنان كه از كوفه حركت كرده و پيشتر آمده بودند ، نزد آنان فرود آمد . سپس روان گشت تا نزد كوفيانى فرود آمد كه پيشتر حركت نموده بودند . بدين سان ، افراد به او پيوستند و همه را در همان جا نگاه داشت . ( تاريخ طبري ، 3 / 508 )
گزارش شده كه شمار افراد عبدالقيس كه در نبرد جمل به امام ( عليه السلام ) پيوستند ، چهارهزار تن بود ( الغارات ، 2 / 785 ) ؛ اما گزارش درستتر آن است كه ايشان دوهزار تن بودند .
( انساب الاشراف ، 2 / 262 )
محمد بن سليمان گزارش نموده كه از منذر ثورى نقل شده است : از محمد بن حنفيه شنيدم كه گفت : هنگامى كه عايشه و طلحه و زبير به بصره روى نهادند ، على كه در مدينه بود ، اين خبر را شنيد . پس حركت نمود و ما با نهصد تن همراهش روان گشتيم . هنگامى كه در ذيقار نزديك بصره فرود آمد ، عمار و حسن را به كوفه فرستاد و مردم را بسيج نمود . پس نههزار تن از راه خشكى و آب به سوى وى آمدند . از بصريان نيز دوهزار تن از مردم عبدالقيس به ما پيوستند و ما در مجموع يازده هزار و نهصد تن شديم و سپاه مقابل از ما بيشتر بودند . ( المناقب ، 2 / 337 )
همدانى گويد : در بصره چهار خاندان بودند كه همانندش در كوفه يافت نميشد : بنيمهلب ، بنيمسلم بن عمرو باهلى از قيس ، بنيمسمع از بكر بن وائل ، آلجارود از عبدالقيس . ( البلدان ، 233 )
هنگامى كه دو سپاه صف بستند ، امام ( عليه السلام ) مردم ربيعه از بصره و شمارى از كوفيان را
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٥٧