اگر امام وى را فرستاده بود تا سخنى خاص درباره طلحه و زبير از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را به آن دو برساند ، چگونه وى ادعاى فراموشى كرد ، در حالى كه وقتى اين سخن را از امام شنيد تا به آن دو برساند ، معنايش اين است كه آن را فهميده و دريافته است . چگونه بعد از زمانى كوتاه يا يك روز ، بازميگردد و ميگويد : فراموش كردم ، يعنى بعد از اقرار ، انكار ميكند ؟ اين كار ، نشدنى است . ابنقتيبه حديث پيسى انس بن مالك و نفرين اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) درباره وى را در كتاب المعارف ، در بخش دچار شدن مردان بزرگ به پيسي ، ياد نموده ، در حالى كه ابنقتيبه متهم است كه از علي ( عليه السلام ) رويگردان بوده است . ( شرح نهجالبلاغه ، 19 / 217 )
2 . همو گويد : شمارى از استادان بغدادى ما ياد كردهاند كه گروهى از صحابه و تابعين و محدثان از علي ( عليه السلام ) رويگردان بودند و درباره وى سخنان ناشايست ميگفتند . برخى از آنان افتخارات وى را پنهان مينمودند و به خاطر دنياخواهى و آخرتگريزي ، دشمنان او را يارى ميكردند . يكى از اينان انس بن مالك بود كه علي ( عليه السلام ) در صحن سراى حاكم سوگندشان داد و فرمود : « كدام يك از شما اين سخن رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را شنيده است كه فرمود : هر كه من مولاى او هستم ، على مولاى اوست ؟ » دوازده مرد برخاستند و به اين سخن گواهى دادند . انس بن مالك نيز در ميان آنان بود ؛ اما برنخاست . عثمان بن مطرف روايت نموده كه مردى در اواخر عمر انس بن مالك از وى درباره على بن ابيطالب پرسيد . انس بن مالك گفت : « پس از روز رحبه ، سوگند خوردم كه هيچ حديثى را درباره على كه از من پرسيده شود ، كتمان نكنم . خودم از پيامبرتان شنيدم كه فرمود : على در روز قيامت ، سرور تقواپيشگان است . » ( شرح نهجالبلاغه ، 4 / 74 )
احمد و هيثمى و ديگران اين حديث را توثيق نمودهاند و از نفرين امام به پيسى وى ياد نكردهاند . احمد گويد : زياد بن ابيزياد برايم حديث گفت كه از على بن ابيطالب شنيده كه مردم را سوگند داد و فرمود : « هر مرد مسلمانى را كه سخن رسول خدا را در روز غدير شنيده ، سوگند ميدهم كه به آن گواهى دهد . » دوازده تن از رزمندگان بدر برخاستند و گواهى دادند . ( المسند ، 1 / 88 ) هيثمى نيز آن را مورد اعتماد دانسته است . ( مجمع الزوائد ، 9 / 106 )
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٥٥