كه مايه روشنىِ چشمان [ ما ] باشد ، و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان . » ( فرقان : 74 ) الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِى الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَوةَ وَآتَوُا الزَّكَوةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَللَّهِ عَاقِبَةُ الآمُورِ : همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم ، نماز برپا مىدارند و زكات مىدهند و به كارهاى پسنديده وامىدارند و از كارهاى ناپسند بازمىدارند . و فرجام همه كارها از آنِ خداست . ( حج : 41 )
صفار ( رحمه الله ) گويد : « اين خطبهاى است بلند [ كه ادامه دارد ] . » و من گويم : كاش همه آن را به صورت كامل نقل ميكرد ؛ زيرا سخنى داراى صراحت و بلاغت است .
صحيفه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) درباره آن چه بر اهلبيتش ( عليهم السلام ) خواهد گذشت
ابنشاذان ( الروضه ، 140 ) با سندش از سليم بن قيس ( كتاب سليم ، 434 ) آورده است : هنگامى كه حسين بن علي ( عليه السلام ) كشته شد ، ابنعباس سخت گريست و گفت :
اين امت پس از پيامبرش چه مصيبتها كه نديد ! بارخدايا ! تو را گواه ميگيرم كه من دوستار على بن ابيطالب و فرزندان او هستم و از دشمن او و ايشان بيزارم و به امر آنان تسليم هستم . در ذيقار نزد علي ( عليه السلام ) درآمدم . وى صحيفهاى را برايم گشود و به من فرمود : « اى ابنعباس ! اين صحيفهاى است كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بر من املا فرمود و من آن را به خط خود نگاشتم . » گفتم : « اى اميرالمؤمنين ! آن را برايم بخوان ! » آن را خواند كه شامل همه ماجراهاى رخ داده از زمان وفات رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) تا كشته شدن حسين ( عليه السلام ) و چگونگى كشتن وى و قاتل و ياورانش و شهيدان همراه وي ، بود . پس سخت گريست و مرا نيز به گريه انداخت . در آن چه خواند ، شرح رفتارهايى كه با وى ميشود و چگونگى شهادت فاطمه و فرزندش حسن و خيانت امت به وى نيز بود . آنگاه كه چگونگى قتل حسين و قاتلش را خواند ، بيشتر گريست و سپس صحيفه را بست كه ديگر رخدادهاى تا روز قيامت در آن است . در زمره آن چه خواند ، ماجراى ابوبكر و عمر و عثمان نيز بود كه هريك از ايشان چند سال حكومت ميكند و چه سان با علي ( عليه السلام ) بيعت ميشود . نيز ماجراى جمل و حركت عايشه و طلحه و زبير و نبرد صفين و كشته شدگان در آن و ماجراى نهروان و حكميت آن دو داور و حكمرانى معاويه و شيعيانى كه وى ميكشد و رفتارى كه مردم با حسن ميكنند