تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
خويش را درمي‌يابد و به كاميابى مژده مي‌گيرد . هر كه از تو سرپيچد و دورى نمايد ، به سوى جايگاه دوزخ راه پيمايد . اى اميرالمؤمنين ! به جان خودم سوگند ! كار عايشه و طلحه و زبير براى ما مشكل نيست . آن دو مرد در اين ماجرا وارد شدند و بدون آن كه بدعتى سر زده و ستمى روا شده باشد ، از تو جدا گشتند . اگر ادعاى خون‌خواهى عثمان را دارند ، بايد از خودشان حسابرسى كنند ؛ زيرا نخستين كسانى بودند كه مردم را بر ضد عثمان تحريك و به ريختن خون وى تشويق نمودند . من خدا را گواه مي‌گيرم كه اگر به بيعت تو بازنگردند ، آن دو را به عثمان ملحق مي‌سازيم ؛ كه شمشيرهاى ما بر گردن‌هامان و قلب‌هاى ما در سينه‌هامان است و ما امروز همانيم كه ديروز بوديم . » سپس نشست . ( شرح نهج‌البلاغه ، 1 / 309 ) گزيده خطبه‌اى كه در آن ، طلحه را پاسخ داد محمد بن جرير طبرى شيعي ، نقل نموده كه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در خطبه خود فرمود : طلحه به خطابه ايستاده و گفته است : « اى مردم ! ما درباره عثمان خطايى كرديم كه براى برون‌رفت از آن ، فقط بايد از وى خون‌خواهى نماييم . على قاتل اوست و بايد تاوان دهد و همو با بافندگان يمن و قصابان و منافقان مصر در ذي‌قار فرود آمده است . » هنگامى كه اين خبر به من رسيد ، به وى نامه نوشتم و به حق محمد ( صلى الله عليه وآله ) سوگندش دادم : « آن‌گاه كه عثمان را محاصره كرده بودند ، آيا تو نبودى كه با مصريان نزد من آمدى و گفتي : “ ما را بر ضد اين مرد برانگيزان ؛ كه ما تنها به يارى تو مي‌توانيم وى را بكشيم . آيا نمي‌دانى كه وى ابوذر را تبعيد نمود و پرده شكم عمار را دريد و حكم بن عاص ، رانده شده رسول خدا ، را پناه داد و وليد بن عقبة بن ابي‌معيط فاسد باده‌نوش را كارگزار خود ساخت و خالد بن وليد را بر عرفطه عذرى مسلط ساخت و از كتاب خدا روى گرداند و آن را به تحريف كشيد و سوزاند ؟ ” و من به تو گفتم : “ امروز من موافق كشتن او نيستم . ” اكنون تو خون‌خواه او شده‌اي ! همراه شما عمرو و سعيد [ پسران عثمان ] نيز هستند . بگذاريد همان دو خون‌خواه پدرشان گردند . از چه هنگام ، قبايل اسد و تيم خون‌خواه بني‌اميه گشته‌اند ؟ » ( المسترشد ، 423 )
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 226 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )