پيوستند تا به نوزده هزار سواره و پياده رسيدند و على با همه يارانش از ذيقار به قصد بصره حركت نمود و در مسير ، مردم از هر سوى به او ميپيوستند . ( الفتوح ، 2 / 461 )
گزارشها درباره شمار سپاه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) و عايشه و كشتگان نبرد جمل متفاوت است ؛ زيرا ميزان دقت راويان و منابع آنها تفاوت دارد . ياد كرديم كه شمار سپاه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) كه در بصره ميانشان پاداش تقسيم شد ، دوازده هزار تن بوده است . اما درباره سپاه عايشه بايد گفت كه در برخى از گزارشها شمارشان به صد و بيست هزار تن ميرسد . اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) روايت نموده كه از اين ميان ، يك سوم كشته ميشوند و يك سوم ميگريزند و يك سوم توبه ميكنند . كشتگان آنان بيش از بيست هزار تن و شمار كشتگان سپاه علي ( عليه السلام ) كمتر از دوهزار نفر بود .
گزيده خطبهها و سخنان اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در ذيقار
آن دو تن يك سال و حتى يك ماه صبر نكردند !
شيخ مفيد گويد : هنگامى كه علي ( عليه السلام ) در ذيقار فرود آمد ، از همه حاضران بيعت گرفت و سپس به سخن پرداخت و بعد از سپاس و ستايش فراوان خداوند و صلوات بر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : « رخدادهايى گذشت كه در آنها خار در چشم ، صبر كرديم و خود را به امر خداوند تسليم نموديم كه ما را به آن آزمود ، بدين اميد كه بر اين كار ثواب يابيم . صبر در آن رخدادها ، بهتر از آن بود كه مسلمانان پراكنده گردند و خونشان ريخته شود . ما خاندان نبوت و سزاوارترين مردم براى جانشينى پيامبر و سرچشمه كرامت هستيم كه خداوند با آن ، اين امت را سرآغاز نهاد . اما اين طلحه و زبير از خاندان نبوت و خويشاوندان رسول خدا نيستند و آنگاه كه ديدند خداوند حق ما را پس از روزگارى به ما بازگردانده ، يك سال و حتى يك ماه درنگ نكردند و به همان شيوه افراد پيش از خود روى آوردند تا حق مرا غصب نمايند و جماعت مسلمانان را از پيرامون من پراكنده سازند . » سپس آن دو را نفرين نمود . ( الارشاد ، 1 / 249 )