تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
و سترگ به من رسيده است . طلحه و زبير به بصره وارد شده و بر كارگزار من يورش آورده ، او را تا حد مرگ زده‌اند و در حالى رها شده كه زنده و مرده بودنش معلوم نبوده است ! نيز بنده صالح ، حكيم بن جبله را همراه با شمارى از مردان مسلمان صالح كشته‌اند . آنان در حالى به ديدار خدا رفتند كه به بيعت خود وفا نموده ، راه حق را پشت سر نهاده‌اند . نيز آن دو ، سبابجه را كه نگاهبانان بيت‌المال مسلمانان بودند ، كشتند ؛ برخى را در اسارت و برخى را با نيرنگ و خيانت . » در اين حال ، مردم به شدت گريستند . نيز به وى خبر دادند كه عبدالقيس از قبيله ربيعه ، حركت نموده‌اند و در مسير ، به انتظار وى هستند تا به او بپيوندند . وى فرمود : « عبدالقيس بهترين مردم از ربيعه هستند و در سراسر ربيعه ، خير نهفته است . » ( الجمل ، مفيد ، 159 )

علي ( عليه السلام ) به يارانش از پيروزى و تعداد ياوران كوفي‌اش خبر داد

از منهال بن عمرو اسدى گزارش كرده‌اند : مردى از بني‌تميم به من خبر داد : در ذي‌قار با على فرود آمديم ، در حالى كه گمان مي‌كرديم همان روز همگى نيست و نابود مي‌شويم ؛ اما على گفت : « به خدا سوگند ! بر مردم بصره پيروز مي‌گرديد و اين دو تن [ طلحه و زبير ] را مي‌كشيد و سپاه آن دو را ريشه‌كن مي‌سازيد . » من نزد ابن‌عباس رفتم و گفتم : « نمي‌بينى كه پسرعمويت چه مي‌گويد ؟ به خدا سوگند ! ما گمان نداريم كه امروز را به پايان برسانيم ! » ابن‌عباس گفت : « شتاب مكن تا ببينيم چه پيش خواهد آمد . » هنگامى كه آن رخدادها در بصره پيش آمد ، نزد وى رفتم و گفتم : « مي‌بينم كه هرچه پسرعمويت گفت ، راست بود . » او گفت : « واى بر تو ! ما با اصحاب محمد ( صلى الله عليه وآله ) چنين مي‌گفتيم كه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) هشتاد عهد را با على در ميان نهاده كه شايد اين هم يكى از همان‌ها باشد . » ( الايضاح ، فضل ، 452 ؛ الامالي ، طوسي ، 113 ) فضل مي‌گويد : اين نشان مي‌دهد كه او هيچ كس را نكشت و در ميان مسلمانان شمشير نكشيد ، مگر بر پايه عهد و پيمانى كه از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) داشت . اما شما مي‌خواهيد او را در اين ماجراى بزرگ ، خطاكار بشماريد و ديگران را از خطا مبرّا سازيد و اين كار تجاوز و ستم