پيشقراولشان تصميم به بازگشت گرفت و گفت : “ از رسول خدا شنيدم كه به همسرانش فرمود : سگان حوأب بر يكى از شما در حال حركت براى نبرد با وصى من على بن ابيطالب ( عليه السلام ) پارس خواهند كرد . ” در اين حال ، آن هفتاد مرد گواهى دادند كه آن جا آبگاه حوأب نيست . اين نخستين گواهى دروغين در اسلام بود . » ( من لا يحضره الفقيه ، 3 / 75 )
سيد مرتضى گويد : به اين گواهى دهندگان جامه پوشاندند و درهم بخشيدند .
( الرسائل ، 4 / 64 )
معناى سخن آنان كه اين نخستين گواهى دروغين در اسلام بوده ، آن است كه نخستين قسامه با هفتاد يا پنجاه مرد به شمار ميرود ؛ و گرنه گواهى دروغين پيش از حوأب نيز بوده ، چنان كه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) فرمود : « آگاه باشيد كه نخستين گواهى دروغين در اسلام ، گواهى آنان بود كه گفتند دوستشان جانشين رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) است . اما هنگامى كه سعد بن عباده چنان كرد ، از سخنشان بازگشتند و گفتند : رسول خدا در حالى درگذشت كه خليفهاى بر جاى ننهاده بود . پس رسول پاك و مبارك خدا ، نخستين كسى است در اسلام كه با گواهى دروغين ، چيزى به وى نسبت داده شد . » ( الكافي ، 8 / 29 )
8 . در نقل شيخ صدوق آمده كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) به عايشه فرمود : « سگان حوأب بر آن زن پارس ميكنند ، در حالى كه به سوى نبرد با وصى من على بن ابيطالب حركت ميكند . » در نقل اسكافي ، اين عبارت نيز هست : « آن زن در ميان گروه تجاوزگر ستمپيشه است . »
راويان دستگاه سلطه ، اين دو بخش را از حديث حذف نمودهاند تا صفت تجاوزگرى ستمپيشگانه را از نبرد كنندگان با علي ( عليه السلام ) دور سازند !
9 . خليل ( 3 / 310 ) حوأب را در لغت ، مكان گود فراخ دانسته و گفته است : « نام مكانى است و آن همان جاست كه سگان بر عايشه هنگامى كه به سوى بصره در حركت بود ، پارس كردند . »
ابنفارس ( 2 / 145 ) گويد : « حوأب سرزمين داراى پهناى گسترده است . حاء در آن زايد و اصلش وأب است ، به معناى هر چيز فراخ گود . »
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٠٩