فصل 53
حركت عايشه براى نبرد با علي ( عليه السلام )
حركت عايشه از مكه به بصره
مسعودى گزارش كرده است : سپاهيان [ جمل ] با ششصد سوار به سوى بصره حركت كردند و شبانگاهان به آبگاه بنيكلاب به نام حوأب رسيدند كه گروهى از بنيكلاب بر آن جمع بودند . سگانشان بر مركبها پارس كردند و عايشه گفت : « نام اين مكان چيست ؟ » ساربانش گفت : « حوأب . » گفت : « انا لله و انا اليه راجعون » و آن چه را به وى در اين مورد گفته شده بود ، به خاطر آورد و گفت : « مرا به حرم رسول خدا بازگردانيد ؛ كه به اين كار نيازم نيست . » زبير گفت : « به خدا سوگند ! اين جا حوأب نيست . به تو خبر نادرست دادهاند . » طلحه نيز كه در ميان مردم بود ، به وى پيوست و به خدا سوگند خورد كه آن جا حوأب نيست و با آن دو ، پنجاه مرد همراهشان نيز همين سوگند را خوردند . اين نخستين گواهى دروغينى بود كه در اسلام انجام گشت .
سپس به بصره رفتند و عثمان بن حنيف در برابرشان ايستاد و مانع ايشان شد و ميانشان نبرد درگرفت . سپس توافق نمودند كه تا رسيدن علي ، دست از نبرد بردارند . آنگاه يك