است ؟ ديگرى مىگفت : رسول اللّه در طول زندگى خود ، خوابى نديده است مگر اينكه مانند طلوع صبح آشكار و همچون خورشيد تابان ، نمودار گشته است .
سومى گفت : مگر محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نويد فتح مكه را نداده است ؟ مگر سابقه داشته كه پيشگويى آن حضرت خلاف واقع باشد و براستى كه او هرچه گفته ، تحقق يافته و او هرگز اشتباه نمىكند .
اكنون مردمى كه سالها از وطن عزيز خود دور ماندهاند ، اميدوارند به شهر و وطن خود و كعبه دلها و مجمع خويشان و بستگان خويش بازگردند . به زودى اين مردم عاشق ، خاك وطن را مىبوسند و عطر دلاويز آن را استشمام مىكنند ، و مطابق روياى صادق رسول اللّه ، گرد خانه خدا به طواف مىپردازند و حجر الاسود را مىبوسند و سعى صفا و مروه مىكنند و قدم در جاى پاى جدشان ابراهيم و اسماعيل مىگذارند و شايد پس از انجام حج ، به خواست و عنايت خداى تعالى ، قريش تسليم مسلمين شوند و منافقين و پيروان آنها نيز شرمسار و سرشكسته گردند و نداى توحيد در مكه و مسجد الحرام طنينانداز گردد .
بازتاب رؤياى فتح مكه نزد قريش
روز بعد ، گويا طلوع خورشيد جلوه و شكوه ديگرى داشت ، نسيم رحمت و عنايت الهى از هر سو مىوزيد و به جانها روح تازهاى مىبخشيد و نهال اميد را در دلها شكوفا مىساخت ، شور و شعف مسلمانان به حدى است كه گويا همه اكنون شترهاى خود را براى اداى قربانى به قربانگاه مىرانند ، گروهها و افراد متفرق ، اجتماع مىكنند و با شور و نشاط فراوان ، براى حركت مصمم و مهيا مىشوند .
در اين ميان گروهى كه به هنگام جنگ و دعوت به جهاد از جانب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم تعلل و سستى مىكردند و مىگفتند : « ما گرفتار زن و فرزند و مال و منال خود هستيم ، ما را از جنگ برحذر داريد » و همانهايى كه به هنگام عزيمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و اصحابش به صحنههاى نبرد ، در پى آنان سخنان ناپسند بر زبان مىراندند و مىگفتند :
او و سپاهيانش ديگر به منزل بازنخواهند گشت ، اكنون مهر سكوت بر لب زدهاند و در