تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣

رؤياى فتح مكه « * »

رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم با طبعى مسرور و ظاهرى شادمان از خواب برخاست و ياران و مريدان خود را احضار كرد . اصحاب چون شرفياب حضور شدند ، محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را با صورتى بشاش و چهره‌اى گشاده يافتند كه خرسندى و مسرت از آن نمايان بود ، براى آنان اين سؤال پيش آمد كه علت اين شور و شعف رسول اللّه در چيست ؟ و در وراى اين چهره شادمان و درخشان چه چيز پنهان است ؟ به يقين خبرى خوش و بشارتى نيكو نزد آن حضرت است ؟ هنوز تمامى اصحاب در مسجد جمع نشده بودند كه حضرت خوابى را كه ديشب ديده بود برايشان نقل كرد و آنها را بشارت كه « به خواست خدا به زودى با سرهاى تراشيده و موها و ناخن‌هاى تقصير كرده به مسجد الحرام وارد خواهيد شد » پس آماده حركت شويد و وسايل سفر خود را مهيا كنيد و هدف خود را عمره و طواف قرار دهيد و به جهت احترام و بزرگداشت خانه خدا ، شترهاى خود را به همراه برداريد تا از آنها به عنوان قربانى استفاده كنيد ، چون خبر رؤياى محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و نويد فتح مكه فاش شد ، مسلمانان آن را به يكديگر بشارت دادند و تبريك گفتند و همگى خوشحال و مسرور شدند . يكى گفت : مگر اين خبر در خواب به پيامبر الهام نشده
هامش
( * ) . اقتباس از سورهء فتح .
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 503 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى