تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠

اعلام جنگ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به بنى نضير

رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نزد اصحاب خود بازگشت و فرمود : بنى نضير به مخالفت و دشمنى با ما برخاسته و پيمان خود را نقض كرده و در فكر كشتن و آزار من افتاده‌اند ، و اگر نبود عنايت خداى تعالى ، كه پيامبر خود را از سوءنيت و خبث طينت آنان اطلاع داد ، حيله و نيرنگ آنان كارگر مىافتاد . بنابراين از اين پس ايشان با ما عهد و پيمانى ندارند و مسلمانان مىتوانند با آنها وارد جنگ شوند ، زيرا وجود آنان در جوار ما ، امنيت ما را سلب مىكند و ايشان بر پيمان خويش پاىبند و استوار نيستند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم محمد بن سلمه را به عنوان نماينده به سوى ايشان اعزام داشت ، تا به آنها اعلام كند كه هرچه زودتر اطراف مدينه را ترك و از سرزمين خود كوچ كنند و اگر حاضر به چنين كارى نباشند به زودى مسلمانان با آنها وارد جنگ خواهند شد و به بدترين عذاب گرفتارتان مىسازند . محمد بن سلمه بسوى بنى نضير رفت و در ميان آنها با صداى بلند گفت : اى بنى نضير ، خبر حيله و پيمان‌شكنى شما به ما رسيد ، و خدا رسول خود را از مكرتان نجات داد ، از اين پس ما را به عهد و پيمان شما اعتمادى نيست ، پس از اين ديگر نمىتوانيد در سرزمين ما بمانيد و ما به شما امان نمىدهيم ، چون در جوار شما امنيت نداريم ، پس اگر جان و مال خود را مىخواهيد مانند طايفه بنى قينقاع هرچه زودتر از اين سرزمين خارج شويد ، در غير اين صورت منتظر پاسخ ما باشيد . بنى نضير به اشتباه خود پى بردند و پايان كار خود را يافتند ، لذا تصميم به ترك محل گرفتند تا از عواقب عمل سوء خود در امان باشند ، اما گويا تقدير آنان چيز ديگرى بود . عبد الله بن ابى سركردهء منافقين مدينه به آنان گفت : از سرزمين خود خارج نشويد و از ديار خود دست نكشيد كه به زودى ما به شما مىپيونديم و شما را يارى مىكنيم ، و بنى نضير فريب دروغهاى ابن ابى را خوردند و از رأى خود بازگشتند و بر ماندن تأكيد ورزيدند . خدا در مورد اين پيشنهاد منافقين مىفرمايد :
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 470 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى