تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣

جنگ احزاب يا خندق « * »

حىّ بن أخطب رئيس قبيله بنى نضير و از بزرگان يهود است او پس از اخراج از اطراف مدينه ، به حال تبعيد در سرزمين خيبر بسر مىبرد . بال و پر او شكسته ، شمشير خود را غلاف كرده و از سر ذلت و خوارى سر به زير افكنده است ، از آن روزى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم او و قومش را به خاطر مكر و حيله و سوء قصد به جان آن حضرت و پيمان شكنى ، تبعيد كرد ، غصه گلو گيرش شده و آتش خشم همچنان در سينه او شعله‌ور است . اين غم دل او را مجروح ساخته و از آن پس در كمين حضرت نشسته و در فكر انتقام از رسول خداست و مترصد فرصتى مناسب است تا كفار و مشركين را عليه مسلمانان بشوراند و يارى كند . حى آرزو داشت كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در مدينه به قتل برسد تا او بتواند به وطن خود بازگردد و رياست خود را بازيابد ، ولى خواست و مشيت خداوند بر خلاف انتظار او بود و او بايد پيوسته شاهد فتح و پيروزى مسلمين باشد و اين شرايط داغ او را تازه و غمش را دوچندان مىكرد و لذا تحمل اين شرايط براى وى بسيار مشكل و طاقت‌فرسا بود و او پيوسته در آتش حسرت و غيظ مىسوخت و همچون مارگزيده ، بر خود مىپيچيد .
هامش
( * ) . اقتباس از سوره احزاب ، آيات : 10 و ما بعد آن .
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 473 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى