بنى نضير « * »
عمرو بن اميه ضمرى با حالتى نگران و مضطرب وارد مدينه شد ، يكى از او پرسيد :
قيافهء مضطرب و نگران تو حاكى از آن است كه كار بزرگى انجام دادهاى ، بگو ببينم در سينهات چه رازى پنهان دارى ؟
عمرو بن اميه كه در زمان جاهليت جنگجويى بىباك بود ، پس از گرايش به اسلام نيز دلاورى شجاع به شمار مىرفت ، او در پاسخ آن مرد گفت : درست حدس زدهاى و فكرت خطا نرفته است ، من در راه خود به مدينه به دو نفر از طايفهء بنى عامر برخورد كردم ، از غفلت آنها استفاده كردم و هر دو را كشتم و زمين را از خونشان سيراب ساختم و آتش خشمى كه از حادثه بئر معونه « 1 » از بنى عامر در دل داشتم ، خاموش ساختم .
آن مرد گفت : اى عمرو ، نابود باد فكر و عمل تو ، كه كار بسيار زشتى مرتكب شدى ، تو درحالىكه فكر مىكنى كار خوبى انجام دادهاى ، براى مسلمانان دردسر بزرگى ايجاد كردى ، تو مىخواستى خون مسلمانانى را كه در واقعهء بئر معونه به دست بنى عامر كشته شدند ، تلافى كنى ولى فعل حرامى را مرتكب شدى و مسلمانان را در
هامش
( * ) . اقتباس از سوره حشر ، آيه : 3 و بعد از آن .
( 1 ) . در واقعه بئر معونه تعدادى از اصحاب رسول خدا كه به درخواست و امان « ابو براء عامر مالك » براى آموزش قرآن و احكام به نجد رفته بودند ، توسط بنى عامر به شهادت رسيدند .