خود بودند در بين مردم به راه افتادند و آنها را بر قتال و خونخواهى تحريك كردند و فرياد مىزدند : اى گروه قريش ! محمد به شما ستم كرده و بزرگان شما را كشته و خاك بدر را به خون آنان آغشته است ، اينك شما با مال و ثروت فراوان خود ما را يارى كنيد تا انتقام كشتگان خود را از او و يارانش بگيريم .
چون اين سخنان به گوش مردم رسيد ، آنها را متأثر كرد و همگى در جمعآورى لشكر و تجهيز آن بهپاخاستند و از اموال خود در اين راه بذل و بخشش كردند ، در اين ميان جبير بن مطعم به غلام خود مىگويد : اگر حمزه عموى محمد را به انتقام خون عمويم كه در بدر كشته شد ، كشتى ، تو آزادى و بدين ترتيب ديگر ياغيان و مشركان قريش نيز مال و غلامان خود را براى تدارك جنگى بزرگ واگذار مىكردند .
خداى تعالى دراينباره در قرآن كريم مىفرمايد : « آنان كه كافر بودند اموال خود را خرج مىكردند ، تا شايد راه خدا را به روى بندگانش سد نمايند ، پس به زودى اموالشان بر سر اين خيال باطل برود و حسرتش بر دل آنها بماند و آنگاه مغلوب نيز خواهند شد و گروه كافران به سوى جهنم رهسپار مىشوند . » « 1 »
و به اين ترتيب خداى تعالى وعدهء پيروزى به مسلمانان داد و راستگوتر از او كيست ؟ خدا هم وعدهء خود را عملى ساخت و در روز موعود ، فتح و پيروزى بزرگى به آنان عطا كرد .
گروه قريش به سركردگى ابو سفيان و همراهى جمعى از مردم كنانه و تهامه ، به اتفاق آماده جنگ با محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم شدند ، شيطان صفتان خود را به هر سو گسيل داشتند تا جنگجويان را براى جنگ با رسول اللّه تشويق كنند ، در اين ميان صفوان ابن اميه نزد ابو عزه اسير آزاد شده بدر آمده مىگويد : اى ابو عزه : تو مرد شاعر و سخنورى هستى ، با ما عازم جنگ شو و با سحر زبانت ما را يارى كن .
ابو عزه پاسخ داد : محمد در جنگ بدر به من لطف كرد و مرا به خرج خودش آزاد نمود ، بنابراين سزاوار نيست كه من مردم را عليه او تحريك كنم .
صفوان با تطميع او مىگويد : اگر ما را همراهى كنى ، بعد از بازگشت ، ترا غنى و
هامش
( 1 ) . سوره انفال ، آيه : 36 .« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ . . . »