تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩

جنگ احد « * »

بسيج قريش

پس از آنكه در سال دوم هجرت كفار قريش در جنگ بدر شكست خوردند ، گروهى كشته و عده‌اى ديگر اسير شدند و باقيماندهء لشكر قريش با شرمندگى و سرشكستگى به مكه بازگشتند ، ابو سفيان بزرگ قريش با خودخواهى و تكبر حزب شيطانى خود را دوباره مهيا مىكند و با يادآورى كشته‌ها و اسيرانى كه در بدر داده‌اند ، قريش را تحريك و آماده انتقام مىنمايد . گرچه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و اصحابش خريد اسيران را مىپذيرند و ضعفاى آنها را مورد لطف و رحمت خود قرار مىدهند . ابو عزهء جمحى از اين موارد بود كه مىگفت : يا رسول اللّه ! من فقير و عيالوارم و همان‌طور كه مىدانى محتاجم . بر من منت گذار و مورد لطف خود قرار ده ، در اين حال حضرت او را مورد رحمت و شفقت قرار مىدهد و ياريش مىكند . اما قريش به مدت يك سال به تجهيز قوا و تأمين نيرو پرداختند تا در سال سوم هجرت عبد الله بن ربيعه و عكرمة بن ابى جهل و صفوان بن اميّه به همراه گروهى از قريش كه در جنگ بدر پدران خود را از دست داده و يا در سوگ فرزندان و برادران
هامش
( * ) . اقتباس از سوره آل عمران ، آيه : 125 و ما بعد آن .