على عليه السّلام در بستر رسول اللّه « 1 »
هنوز شب به نيمه نرسيده بود كه محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم حضرت على عليه السّلام را بر بستر خود خواباند و آن حضرت روانداز رسول اللّه را بر خود پيچيد .
سپس خدا خواب را بر چشم دشمنان آن حضرت مسلط ساخت و ايشان متوجه خروج رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم از منزل نشدند و حضرت پس از عبور از دام دشمن نزد ابو بكر رفت و به اتفاق وى به سوى مدينه رهسپار شدند و در بين راه به غار ثور نزديك مكه رسيدند و در آنجا پنهان شدند .
اما گروهى كه در انتظار خروج محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم از منزل بودند تا او را به قتل برسانند ، ناگهان متوجه شدند كه شب به پايان رسيده و آنها در انتظارى بيهوده به سر بردهاند زيرا تمام شب على بن ابي طالب عليه السّلام در منزل خوابيده بود و اثرى از محمد نيست .
در اين هنگام متعجب و متحير به سوى اشراف و بزرگان مكه شتافتند و با شرح ماجرا آنها را نيز نگران و حيران ساختند . در اين ميان ابو جهل به خانه ابو بكر رفت و از اسماء دختر او پرسيد : پدرت كجا است ؟
اسماء گفت : نمىدانم .
ابو جهل با سيلى به صورت اسماء زد و از منزل خارج شد و به اتفاق همراهان به جستجوى محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم پرداختند ، سپس رد پاى ايشان را يافتند و با تعقيب آن به غار ثور رسيدند ، ولى خدا به يارى رسولش آمد و منظره غار را در نظر آنان طورى مجسم كرد كه همگى باور داشتند كه مدتهاى مديد است كسى در اين غار قدم نگذاشته ، پس
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء : 207 - در تفسير نمونه به نقل از مفسّر معروف اهل تسنّن ( ثعلبى ) آمده است :
هنگامى كه پيغمبر اسلام تصميم به هجرت گرفت ، براى اداى دين و تحويل امانتهايى كه نزد او بود ، على عليه السّلام را به جاى خويش قرار داد و شبهنگام كه مىخواست از مكه خارج شود و مشركان اطراف خانهء او را محاصره كرده و آمادهء حمله بودند ، دستور داد على عليه السّلام در بستر او بخوابد و پارچهء سبز رنگى ( برد حضرمى ) كه مخصوص خود پيغمبر بود ، روى خود بكشد . در اين حال آيهء فوق نازل شد و به همين دليل آن شب تاريخى ، « ليلة المبيت » ناميده شده است . اين جريان كه يكى از بزرگترين فضايل على عليه السّلام است ، در اكثر كتابهاى اسلامى آمده و مورد تأييد مفسّرين و مورّخين قرار گرفته است .