تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
پرداختند ، زيرا روش هميشگى آنان چنين بود كه هرگاه اتفاق مهمى مىافتاد و اختلاف‌نظر پيش مىآمد ، بزرگان و صاحب‌نظران و افراد برجسته آنان در اين محل اجتماع مىكردند تا با تبادل نظر ، به راه حل مناسبى دست يابند . از ميان اين جمع يك نفر به‌پاخاست و گفت : امروز اين انجمن را تشكيل داديم تا در مورد برخورد با محمد تبادل نظر و تصميم‌گيرى كنيم . زيرا همان‌طورىكه مىدانيد دعوت او آشكار شده و توسعه يافته است و از حد و مرز مكه تجاوز كرده و تا مدينه گسترش يافته و چه‌بسا دامنه فعاليت او به ساير شهرها هم كشيده شود . اكنون قبل از اينكه به بحث و تبادل نظر بپردازيد ، بدانيد كه ما محمد را با انواع آزار و اذيت آزموديم و ديديم كه او بردبار و صبور است ، يارانش را مورد شكنجه‌هاى طاقت‌فرسا قرار داديم اما آنها را نيز استوار و پايدار يافتيم . ما آن روز كه فهميديم محمد در طايفه بنى حنيفه مورد بىمهرى قرار گرفته و در طايفه ثقيف آزار و اذيت شده و در ميان قبايل ديگر نيز با تكذيب و مخالفت روبرو شد ، خرسند شديم و خود را آسوده يافتيم و بار ديگر چون ابو طالب ، حامى و پشتيبان محمد از دنيا رفت ، نفس راحتى كشيديم و احساس آسودگىخاطر كرديم ولى با كمال تاسف امروز مىبينيم كه محمد توسط قبايل اوس و خزرج كه خود دشمنانى ديرينه بوده‌اند ، مورد حمايت و پشتيبانى قرار مىگيرد و او بين دو قبيله صلح و دوستى را حاكم نموده و احساس برادرى در بين آنها ايجاد كرده است . اقوام و قبايل ضعيفى كه تا ديروز مخالف هم بودند و در امور يكديگر كارشكنى مىكردند ، امروز متحد و نيرومند شده‌اند و خاطرات تلخ گذشته و كينه‌هايشان محو گشته ، و اى كاش مصيبت ما به همين جا ختم مىشد و از اين حد تجاوز نمىكرد . اكنون اصحاب محمد و پيروان او چشم از خانه و كاشانه خود پوشيده‌اند و براى حفظ دين ، مال و اولاد خود را فراموش كرده و به سوى مدينه حركت نموده‌اند و اين احتمال قريب به يقين است كه محمد به زودى به آنها ملحق مىشود كه در اين صورت مصيبت ما سخت‌تر و بزرگتر خواهد بود ، و چه اطمينانى وجود دارد كه مردم مدينه به ما حمله نكنند و امور مكه را از دست ما نگيرند و اوضاع به ضرر ما ختم نشود .
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 419 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى