تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
ابو ايوب ، وسايل و رحل رسول گرامى را به دوش گرفت و حضرت را در منزل خود جاى داد . و اسعد بن زراره آمد و زمام ناقه آن حضرت را گرفت و آن را به خانه برد . آنگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مسلمانانى را كه از مكه آمده بودند و مسلمانان مدينه را احضار فرمودند و افرادى را كه از مكه آمده بودند مهاجرين ( افرادى كه از شهر خود بيرون رفته‌اند ) ناميد و افرادى را كه در مدينه مسلمان شده بودند انصار ( ياوران ) ناميد و بين اين دو دسته پيمان اخوت و برادرى منعقد كرد و همگى را در يك راه روشن و طريق مستقيم پيوند داد ، سپس با عزمى راسخ و نيرويى مضاعف به ادامه دعوت خود پرداخت . « 1 »
هامش
( 1 ) . بنابر روايات زيادى در صورتى كه بعثت را در سن چهل سالگى بدانيم ، هجرت رسول گرامى اسلام در ماه ربيع الاول سال سيزدهم بعثت بوده است و از عمر شريف آن حضرت در هنگام هجرت پنجاه و دو سال مىگذشته است .