مهاجرت مىكردند !
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم كه شريفترين افراد در زير اين آسمان نيلگون است و خورشيد تا به حال به مانند او نتابيده است ، در بين اين مردم به حدى مورد اذيت و آزار است كه حتى پارچهاى بر گردن او انداختند و به قدرى آن را فشار دادند كه نزديك بود جان از تن مباركشان بدر شود . و در جايى ديگر همين مردم با سنگ به فرق مبارك آن حضرت كوبيدند كه اگر لطف خدا نبود ، آن حضرت را كشته بودند .
آرى اين شهر خانه بلا و شكنجه مسلمانان شده است و مسلمانهايى كه همنژاد با اعراب هستند ، نمىتوانند در زير بار ظلم زندگى كنند و اسلام هم دين عزت و آبرو است ، دين آزادى و حريت است ، با اين دين و نژاد چگونه ممكن است مسلمانها در اين سرزمين تن به ذلت و خوارى دهند .
اسلام دين جهانى است و تنها براى ارشاد مردم مكه و قبيله قريش نيامده ، بلكه اين دين راهنماى تمام بشر است ، دين مردم حال و آينده است ، آيين افراد بشر از عرب و عجم گرفته تا سرخ و سياه است ، اين دين از زمان بعثت محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم تا روز قيامت ، دين عمومى و جهانى است ، لذا بايد اين مسلمانان ستمديده به مدينه مهاجرت كنند و نمونه عالى صبر و پايدارى باشند و با عمل خود به نسلهاى آينده درس ايثار و از خود گذشتگى بياموزند .
آرى مسلمانان در چنين شرايطى از مكه به سوى مدينه حركت كردند و انصار مدينه به گرمى از آنان استقبال كردند و آنها در مدينه با مردمى خونگرم و خوش برخورد روبرو شدند و محيط دوستانهاى يافتند .
تبادل نظر قريش براى جلوگيرى از هجرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم
رجال قريش چون فهميدند كه مسلمانان به مدينه پناه بردهاند ، بسيار حيران و نگران شدند و باهم گفتند : اگر در مورد مسلمانان تدبيرى نينديشيم و آينده آنان را مورد توجه و بررسى قرار ندهيم ، محمد هر روز موقعيت بهترى پيدا مىكند و براى ما تهديدى جدى مىشود . لذا در دار الندوه اجتماع كردند و به مشاوره و تبادل نظر