رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم لبخندى زد و فرمود : خون من خون شماست ، اگر خونى ريخته شد از همه ماست ، من از شما و شما از من هستيد ، ما با آنكس كه با شما بجنگد ، مىجنگيم و با آنكس كه با شما در صلح باشد در صلح هستيم ، سپس فرمود : شما دوازده نماينده از بين خود تعيين كنيد ، پس از آنكه آنها انتخاب شدند ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به آنان فرمود : شما دوازده نفر همانند حواريون عيسى نمايندگان من در ميان قوم خود هستيد و من هم كفالت امور قوم خود را برعهده مىگيرم .
وضعيت مسلمانان در مكه پس از بيعت انصار
موضوع پيمان مردم مدينه با محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در مكه شايع شد و قريش دريافتند كه اسلام در مدينه هم نفوذ كرده است ، لذا بر خود لرزيدند و خشم و غضب وجودشان را فراگرفت ولى چون چارهاى بر مشكل خود نيافتند ، متوجه مسلمانان مكه شدند و آنها را تحت سختترين شكنجهها قرار دادند و به هنگام عبادت آنها را مورد اذيت و آزار قرار مىدادند و به استهزاء و تمسخر آنها مىپرداختند . بتدريج عرصه بر مسلمانان مكه تنگ شد و جان آنها در راه حفظ عقيدهاشان در معرض خطر قرار گرفت و بر غم و اندوهشان افزوده شد .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم چون دريافت كه زندگى در مكه براى مسلمانان غير قابل تحمل شده ، به آنان اجازه داد كه به مدينه مهاجرت كنند و به آنان فرمود : خدا برادرانى وفادار و خانههايى امن در مدينه برايتان فراهم ساخته ، دعوت خدا را بپذيريد ، امر رسولش را اطاعت كنيد و دستهدسته به مدينه مهاجرت كنيد .
پيروان رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در چنين شرايطى به خاطر كسب رضايت خدا دست از خانه و مال و اموال خود شستند و به سوى مدينه حركت كردند .
براستى آيا در چنين شرايطى ادامه زندگى در مكه ممكن بود ، درحالىكه مسلمانان تحت انواع شكنجه بودند و در هر شرايط مورد اذيت و آزار قرار مىگرفتند . آنها حتى نمىتوانستند به راحتى در كوچهها و معابر مكه رفت و آمد كنند و اجازه نداشتند آزادانه به نماز و عبادت بپردازند ، البته كه بايد به سوى مدينه يا حبشه