تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
تمام مىكنيم و به قصد تنبيه او وارد عمل مىشويم و هر مجازاتى را عليه او و يارانش اعمال مىكنيم . در پى اين تصميم سران و اشراف قريش محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را به انجمن خود دعوت كردند تا در مورد دين جديد با او وارد بحث و مذاكره شوند . محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم پيامبرى كريم النفس بود و همواره مردم را به برادرى و برابرى دعوت و از نفاق و اختلاف پرهيز مىكرد . او به هدايت قوم خود علاقمند و از اصرار ايشان بر باطل ناراحت بود ، لذا قصد داشت بهر طريق ايشان را از گمراهى نجات دهد و به اين منظور از هر فرصتى استفاده مىكرد تا ايشان را به پذيرش حق و توحيد فراخواند تا آنها نيز به جمع مسلمانان بپيوندند و با يكديگر برادر و برابر باشند . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم با اشتياق به ديدار قريش رفت و در جمع آنان نشست و به سخنانشان گوش فراداد و خدا را سپاس گفت كه اين فرصت را در اختيار او قرار داده تا اصول دينش را به اطلاع قريش برساند ، شايد قانع شوند و از جهل و گمراهى نجات يابند . قريش صحبت خود را آغاز كردند و در ابتدا تصميم گرفتند با تطميع رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و پيشنهاد مقام و ثروت و رياست و تحريك احساسات آن حضرت ، او را از راه خود بازدارند ، لذا به آن حضرت گفتند : به خدا سوگند ، ما احدى از عرب را نمىشناسيم كه مانند تو در مورد قوم خود ستم كرده باشد ، تو پدران ما را به باد انتقاد گرفتى و دين و آيين ما را فاسد شمردى و خدايان ما را كه مظهر اميد و آرزوى ما هستند به تمسخر گرفتى و وحدت عرب را متفرق ساختى و خلاصه هر ستمى كه ممكن بود در مورد ما اعمال كردى . اى محمد ، اگر منظورت از اين حركات كسب مال و ثروت است كه ما آن را برايت تضمين مىكنيم و قول مىدهيم ثروتى برايت فراهم كنيم كه كسى تاكنون تصور آن را نكرده باشد و چنانچه طالب رياست و شهرت هستى ، ترا به رياست خود خواهيم پذيرفت و حتى حاضريم ترا به پادشاهى خود منصوب كنيم ، اكنون بگو بدانيم منظورت چيست ؟
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 406 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى